غفلت سیاستگذار انرژی از مدیریت مصرف با کنتورهای هوشمند
از فهام تا مهتاب؛ تغییر نام یا تغییر مسیر؟
ناترازی تولید و مصرف برق هر سال عمیقتر میشود و هزینه ساخت نیروگاههای جدید افزایش یافته، کارشناسان معتقدند بخشی از این شکاف را میتوان تنها با مدیریت سمت تقاضا جبران کرد؛ مدیریتی که بدون کنتورهای هوشمند، دادههای برخط و شبکه هوشمند عملا امکانپذیر نیست.
هر سال با آغاز تابستان، صنعت برق ایران وارد چرخهای آشنا میشود؛ مصرف برق رکورد میشکند، هشدارهای صرفهجویی افزایش مییابد، صنایع با محدودیت تأمین انرژی مواجه میشوند و خاموشیها بار دیگر به دغدغه مردم و فعالان اقتصادی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، معمولاً از مردم خواسته میشود مصرف خود را مدیریت کنند؛ اما کمتر پرسیده میشود که آیا زیرساخت لازم برای مدیریت هوشمند مصرف اصلا فراهم شده است؟
به گزارش برق مدیا، پاسخ این پرسش، ما را به یکی از قدیمیترین پروژههای نیمهتمام صنعت برق میرساند؛ پروژهای که از سال ۱۳۸۹ با عنوان «فهام» آغاز شد و قرار بود ظرف چند سال، شبکه برق ایران را وارد عصر هوشمندسازی کند. امروز، نزدیک به ۱۵ سال از آغاز آن پروژه میگذرد و وزارت نیرو این بار با طرحی جدید به نام «مهتاب» از تحول در مدیریت مصرف سخن میگوید. اما تجربه سالهای گذشته این پرسش را پیش روی سیاستگذاران قرار داده است؛ آیا «مهتاب» ادامه منطقی پروژه هوشمندسازی است یا بار دیگر نام یک طرح جدید جایگزین تکمیل پروژهای شده که هنوز به مقصد نرسیده است؟
آنچه اهمیت این پرسش را دوچندان میکند، شرایط امروز شبکه برق کشور است. ناترازی تولید و مصرف برق هر سال عمیقتر میشود، هزینه ساخت نیروگاههای جدید افزایش یافته و همزمان کارشناسان معتقدند بخشی از این شکاف را میتوان تنها با مدیریت سمت تقاضا جبران کرد؛ مدیریتی که بدون کنتورهای هوشمند، دادههای برخط و شبکه هوشمند عملاً امکانپذیر نیست.
پروژهای که قرار بود 4 ساله تمام شود
وقتی طرح ملی «فهام» در سال ۱۳۸۹ تصویب شد، هدفگذاری بلندپروازانهای پیش روی صنعت برق قرار داشت. قرار بود در نهایت حدود ۲۰ میلیون مشترک به کنتورهای هوشمند مجهز شوند و در نخستین مرحله نیز یک میلیون کنتور تا سال ۱۳۹۳ نصب شود.
اما این برنامه هیچگاه مطابق تقویم پیش نرفت. کمبود منابع مالی، اقتصاد نامتوازن صنعت برق، پایین بودن تعرفه فروش برق، مطالبات انباشته تولیدکنندگان تجهیزات و تغییر اولویتهای مدیریتی باعث شد پروژه از همان سالهای نخست با کندی مواجه شود. نتیجه آن بود که تا موعد پایان فاز نخست، تنها حدود ۳۰۰ هزار کنتور هوشمند نصب شد؛ رقمی که فاصله زیادی با اهداف اولیه داشت.
حتی تا بهمن ۱۳۹۹ نیز تعداد کنتورهای نصبشده برای مشترکان دیماندی و کشاورزی به حدود ۴۵۸ هزار دستگاه رسید؛ آماری که نشان میداد پروژهای که قرار بود زیربنای تحول دیجیتال صنعت برق باشد، سالها از برنامه عقب افتاده است.
این عقبماندگی تنها یک تأخیر اجرایی نبود؛ بلکه به معنای از دست رفتن فرصتهایی بود که میتوانست امروز بخشی از ناترازی برق کشور را بدون سرمایهگذاری سنگین در نیروگاههای جدید جبران کند.
۸ هزار مگاواتی که آزاد نشده است
بر اساس برآوردهای رسمی، توسعه کامل سامانههای اندازهگیری هوشمند میتواند سالانه بین ۷ تا ۸ هزار مگاوات از بار اوج شبکه را تنها از طریق مدیریت مصرف کاهش دهد؛ ظرفیتی معادل تولید چند نیروگاه بزرگ حرارتی. این عدد صرفاً یک آمار نیست. در شرایطی که کشور برای جبران کمبود برق ناچار به سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری در احداث نیروگاههای جدید است، آزادسازی چنین ظرفیتی از طریق مدیریت مصرف، یکی از کمهزینهترین و سریعترین راهکارهای موجود به شمار میرود.
به همین دلیل قانونگذار نیز در برنامه هفتم توسعه، وزارت نیرو را مکلف کرده است تا پایان برنامه، بیش از ۹۰ درصد مصرف برق کشور تحت پوشش سامانههای هوشمند قرار گیرد؛ هدفی که تحقق آن بدون توسعه گسترده کنتورهای هوشمند امکانپذیر نیست. با این حال، فاصله میان قانون و واقعیت همچنان قابل توجه است.
از 7 میلیون تا ۱۲ میلیون کنتور
بر اساس آخرین آمارهای رسمی، حدود 7 میلیون کنتور هوشمند در کشور نصب شده و وزارت نیرو اعلام کرده است این رقم تا پایان سال 1405 به ۱۲ میلیون دستگاه خواهد رسید و اولویت نیز بر مشترکان پرمصرف خانگی، صنعتی، کشاورزی، اداری و تجاری قرار گرفته است. طبق اعلام توانیر، حدود ۶۰۰ هزار مشترک خانگی که بیش از ۲.۵ برابر الگوی مصرف برق استفاده میکنند، در اولویت نصب این تجهیزات قرار دارند. همچنین گفته میشود حدود ۷۵ درصد مشترکان خانگی در محدوده الگوی مصرف قرار دارند و هدف اصلی، کنترل رفتار مصرفی ۲۵ درصد باقیمانده است.
اگرچه افزایش تعداد کنتورهای هوشمند نسبت به سالهای گذشته نشانهای از شتاب گرفتن اجرای پروژه است، اما وقتی این آمار در کنار بیش از ۴۰ میلیون اشتراک برق کشور قرار میگیرد، مشخص میشود هنوز بخش قابل توجهی از مشترکان از مزایای شبکه هوشمند بهرهمند نشدهاند.
از سوی دیگر، هنوز گزارش شفافی درباره میزان واقعی کاهش اوج بار، صرفهجویی اقتصادی، نرخ بازگشت سرمایه یا سهم هر گروه از مشترکان در موفقیت این طرح منتشر نشده است؛ موضوعی که ارزیابی اثربخشی پروژه را دشوار میکند.
«مهتاب»؛ تکمیل یک مسیر یا تغییر دوباره اولویتها؟
در حالی که پروژه فهام هنوز به اهداف اولیه خود نرسیده، وزارت نیرو اجرای طرح ملی «مهتاب» را به عنوان محور جدید برنامههای خود معرفی کرده است.
این طرح علاوه بر توسعه کنتورهای هوشمند، اهدافی مانند شناسایی انشعابهای غیرمجاز، تعویض کنتورهای معیوب، کشف مراکز استخراج غیرمجاز رمزارز، کاهش تلفات و ارتقای قابلیت کنترل شبکه را دنبال میکند.
بیتردید این اهداف اهمیت زیادی دارند، اما مسئله اصلی اینجاست که آیا تمرکز بر مأموریتهای جدید باعث نمیشود مأموریت اصلی هوشمندسازی فراگیر شبکه به حاشیه رانده شود؟
تجربه صنعت برق نشان داده است تغییر نام پروژهها، الزاماً به معنای حل مشکلات ساختاری نیست. اگر چالشهایی مانند کمبود منابع مالی، نبود سرمایهگذاری پایدار، تغییر مداوم سیاستها و ضعف نظام رگولاتوری برطرف نشود، هر طرح جدید نیز ممکن است همان مسیر پروژههای پیشین را طی کند.
مدیریت مصرف بدون داده، ممکن نیست
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، مدیریت مصرف برق بر پایه دادههای لحظهای انجام میشود. مشترک در هر ساعت از شبانهروز از میزان مصرف خود آگاه است، تعرفهها بر اساس زمان مصرف تغییر میکند و شرکتهای برق میتوانند در زمان اوج بار، از طریق برنامههای پاسخگویی بار، مصرف مشترکان را مدیریت کنند.
اما در ایران هنوز بخش بزرگی از مشترکان تنها پس از صدور قبض از میزان مصرف خود مطلع میشوند؛ زمانی که دیگر امکان اصلاح رفتار مصرف وجود ندارد.
کنتور هوشمند تنها یک وسیله دیجیتال برای قرائت قبض نیست. این فناوری امکان ارتباط دوطرفه با شبکه، ارسال هشدار، کنترل از راه دور، تعرفهگذاری هوشمند، تحلیل الگوی مصرف، پیشبینی بار و افزایش کیفیت بهرهبرداری از شبکه را فراهم میکند. اگر این قابلیتها فعال نشود، حتی نصب میلیونها کنتور نیز تأثیر محدودی بر مدیریت مصرف خواهد داشت.
اقتصاد برق؛ گرهای که هنوز باز نشده است
بررسی روند اجرای پروژه نشان میدهد مشکل اصلی، کمبود فناوری نبوده است. طی سالهای اخیر شرکتهای دانشبنیان داخلی توانستهاند بخش قابل توجهی از فناوری تولید کنتورهای هوشمند را بومیسازی کنند و حتی بخشی از محصولات خود را صادر کنند.
آنچه پروژه را کند کرده، اقتصاد صنعت برق است؛ صنعتی که سالها با شکاف میان قیمت تمامشده و قیمت فروش برق، محدودیت نقدینگی و سرمایهگذاری ناکافی روبهرو بوده است.
از سوی دیگر، سهم پایین تحقیق و توسعه نیز بر این وضعیت افزوده است. برآوردها نشان میدهد بودجه تحقیق و توسعه وزارت نیرو در سالهای اخیر حدود ۲۰۰ میلیارد تومان بوده، در حالی که برای توسعه فناوریهای پیشرفته شبکه هوشمند، رقمی چند برابر این میزان مورد نیاز است. در مقابل، کشورهایی مانند ترکیه حدود یک درصد بودجه صنعت برق خود را به تحقیق و توسعه اختصاص دادهاند و توانستهاند تلفات شبکه را به شکل محسوسی کاهش دهند.
چرخ را دوباره اختراع نکنید
شاید مهمترین درس تجربه ۱۵ سال گذشته این باشد که صنعت برق ایران بیش از آنکه به نامهای جدید نیاز داشته باشد، به تکمیل پروژههای نیمهتمام نیاز دارد. امروز دیگر مسئله اصلی این نیست که چند میلیون کنتور هوشمند نصب شده است. سؤال اساسی این است که این کنتورها تا چه اندازه به ابزار واقعی مدیریت مصرف تبدیل شدهاند، چه میزان از ناترازی برق را کاهش دادهاند و آیا توانستهاند کیفیت خدمات شبکه را ارتقا دهند یا خیر.
هوشمندسازی شبکه برق با رونمایی از یک طرح جدید آغاز نمیشود؛ با تداوم سیاستهای پایدار، تأمین مالی مطمئن، مشارکت بخش خصوصی، انتشار شفاف گزارشهای عملکرد و پایبندی به اهداف قانونی محقق میشود.
در غیر این صورت، ممکن است چند سال دیگر نیز با آغاز هر تابستان، طرحی تازه با نامی تازه معرفی شود، اما پرسش قدیمی همچنان باقی بماند؛ چرا مهمترین پروژه هوشمندسازی صنعت برق ایران هنوز به مقصد نرسیده است؟