کاهش مصرف برق؛ دستاورد مدیریتی یا نتیجه محدودیت‌ها؟

کاهش مصرف برق؛ دستاورد مدیریتی یا نتیجه محدودیت‌ها؟

گزارش و تحلیل کد خبر : 225

مصرف برق یک متغیر چندعاملی است. دما، رطوبت، رشد تعداد مشترکان، نوع مصرف؛ رفتار مصرف‌کننده، تعطیلی یا فعالیت صنایع، خاموشی‌ها، افت تحویل انرژی، جابه‌جایی مصرف و برخورد با مصارف غیرمجاز، همگی در کاهش یا افزایش مصرف اثرگذارند.

همزمان با تشدید ناترازی برق و افزایش فشار بر شبکه برق در دوره اوج مصرف، شرکت توانیر تلاش دارد کاهش بار شبکه را به‌عنوان نتیجه «مدیریت فنی»، «همراهی مردم» و اجرای طرح‌هایی مانند «مهتاب» معرفی کند. اما پرسش اصلی اینجاست: این مگاوات‌های آزادشده دقیقا از کجا آمده‌اند؟ چه میزان از آن حاصل صرفه‌جویی واقعی مردم است و چه میزان محصول خاموشی، محدودیت صنایع، افت تحویل انرژی، برخورد با مصارف غیرمجاز، شرایط دمایی متفاوت و مدیریت مصرف  اجباری؟

توانیر در روزهای اخیر از اعدادی مانند ۵۰۰ مگاوات صرفه‌جویی مشترکان خانگی، ۱۸۸۰ مگاوات مدیریت بارهای غیرمجاز در قالب طرح مهتاب و کاهش ۱۳.۸ درصدی انرژی تحویلی در اهواز سخن گفته است. اما این اعداد، بدون انتشار روش محاسبه، خط مبنا، داده‌های پشتیبان و سهم هر عامل، بیش از آنکه تصویر دقیقی از موفقیت مدیریت مصرف ارائه کنند، به روایت‌سازی آماری شبیه‌اند.

مسئله این نیست که مدیریت مصرف، برخورد با انشعابات غیرمجاز یا اصلاح الگوی مصرف بی‌اهمیت است؛ مسئله این است که توانیر نمی‌تواند هر نوع کاهش مصرف را به نام «همراهی مشترکان» ثبت کند و همزمان درباره سهم خاموشی‌ها، محدودیت‌ها، افت طبیعی مصرف، شرایط جوی و فشار بر صنایع سکوت کند. در شرایطی که مردم و تولیدکنندگان هزینه ناترازی برق را پرداخت می‌کنند، مطالبه اصلی شفاف است: توانیر باید عدد بدهد، نه روایت.

۵۰۰ مگاوات صرفه‌جویی؛ عدد فنی یا ادعای تبلیغاتی؟

مدیرعامل توانیر اعلام کرده است که «همراهی مشترکان خانگی» باعث صرفه‌جویی ۵۰۰ مگاواتی شده و این ظرفیت به بخش تولید اختصاص یافته است. معاون راهبری شبکه برق کشور نیز همین عدد را نشانه موفقیت مدیریت مصرف و امکان تامین برق بیشتر برای صنایع دانسته است.

اما پرسش فنی و پایه‌ای این است: این ۵۰۰ مگاوات دقیقا نسبت به چه مبنایی محاسبه شده است؟

آیا مقایسه با مصرف روز مشابه سال گذشته بوده است؟

آیا نسبت به پیش‌بینی بار شبکه سنجیده شده؟

آیا مبنا، روند طبیعی رشد مصرف بوده؟

یا این عدد از مقایسه با یک سناریوی فرضی به دست آمده که در آن هیچ‌گونه مدیریت مصرفی اعمال نمی‌شد؟

علیرغم اینکه برنامه مدیریت مصرف صنایع هم کاهشی نشده!  توانیر کماکان پاسخ روشنی به این پرسش نداده است. این ابهام، یک ایراد جزئی نیست؛ دقیقا نقطه مرکزی نقد به آمارهای اعلامی است. در صنعت برق، کاهش بار همیشه به معنای صرفه‌جویی واقعی نیست. کاهش بار می‌تواند ناشی از خاموشی، افت ولتاژ، محدودیت بار صنایع، کاهش تحویل انرژی، جابه‌جایی اجباری مصرف، حذف مصارف غیرمجاز یا شرایط متفاوت آب‌وهوایی باشد.

بنابراین وقتی توانیر همه این متغیرها را در یک بسته کلی با عنوان «همراهی مردم» عرضه می‌کند، مرز میان صرفه‌جویی داوطلبانه و کاهش بار تحمیلی را مخدوش می‌سازد. این شیوه اطلاع‌رسانی، نه به شفافیت کمک می‌کند و نه اعتبار آمارهای رسمی را افزایش می‌دهد.

دمای کمتر بهار و تابستان امسال نسبت به سال گذشته؛ سهم آب‌وهوا در کاهش مصرف کجاست؟

یکی از متغیرهای مهمی که در روایت رسمی توانیر کمتر دیده می‌شود، تفاوت شرایط دمایی امسال با سال گذشته است. وقتی در برخی بازه‌ها و مناطق، دمای هوا نسبت به مدت مشابه سال قبل کمتر بوده، بخشی از افت مصرف برق می‌تواند کاملا ناشی از کاهش بار سرمایشی باشد؛ نه لزوما نتیجه مدیریت فنی، فرهنگ‌سازی یا اجرای طرح مهتاب.

در چنین شرایطی، توانیر باید توضیح دهد که در محاسبه اعداد اعلامی، اثر دما چگونه تعدیل شده است. اگر دمای امسال نسبت به پارسال کمتر بوده، طبیعی است مصرف کولرها، تجهیزات سرمایشی و بار پیک در برخی مناطق کاهش یابد. این افت طبیعی بار را نمی‌توان بدون تفکیک کارشناسی به‌عنوان دستاورد مدیریتی ثبت کرد.

پرسش روشن است: توانیر چه سهمی برای اثر دما در کاهش مصرف قائل است؟ آیا مدل تعدیل دمایی منتشر شده؟ آیا شاخص «درجه‌روز سرمایش» یا متغیرهای مشابه در تحلیل مصرف لحاظ شده‌اند؟ آیا عدد ۵۰۰ مگاوات پس از حذف اثر دما اعلام شده یا همه افت مصرف، یکجا به نام مدیریت مصرف نوشته شده است؟

اگر توانیر مدعی است کاهش مصرف حاصل روش‌های فنی و طرح‌هایی مانند مهتاب بوده، باید سهم آب‌وهوا، خاموشی، محدودیت بار و اصلاح واقعی مصرف را از یکدیگر جدا کند. بدون این تفکیک، ادعای مدیریت موفق مصرف، یک ادعای ناقص و غیرقابل راستی‌آزمایی است.

وقتی کارشناسان از نبود خط‌کش دقیق می‌گویند

حسین افضلی، کارشناس صنعت برق و مدیرعامل سابق برق منطقه‌ای مازندران و گلستان، درباره عدد ۵۰۰ مگاوات اعلام‌شده گفته است که دلیلی برای رد این آمارها وجود ندارد، اما تعیین دقیق میزان صرفه‌جویی کار ساده‌ای نیست؛ چرا که «خط‌کش دقیقی برای اندازه‌گیری میزان صرفه‌جویی وجود ندارد.»

همین جمله، اهمیت مطالبه شفافیت را دوچندان می‌کند. وقتی حتی کارشناسان صنعت برق تاکید دارند که اندازه‌گیری دقیق صرفه‌جویی با دشواری همراه است، توانیر چگونه با قطعیت از عدد مشخص سخن می‌گوید و آن را به «همراهی مشترکان» نسبت می‌دهد؟

مصرف برق یک متغیر چندعاملی است. دما، رطوبت، رشد تعداد مشترکان، نوع مصرف؛  رفتار مصرف‌کننده، تعطیلی یا فعالیت صنایع، خاموشی‌ها، افت تحویل انرژی، جابه‌جایی مصرف و برخورد با مصارف غیرمجاز، همگی در کاهش یا افزایش مصرف اثرگذارند. بنابراین نسبت دادن یک عدد کلی به یک عامل خاص، بدون انتشار مدل محاسباتی، خطای تحلیلی و اطلاع‌رسانی ناقص است.

توانیر اگر می‌خواهد اعدادش معتبر تلقی شود، باید مدل محاسبه را منتشر کند؛ نه اینکه صرفا خروجی نهایی را در قالب خبر و تیتر تبلیغاتی به افکار عمومی ارائه دهد.

اهواز؛ مشارکت مردم یا کاهش انرژی تحویلی؟

یکی دیگر از آمارهای مورد استناد توانیر، کاهش ۱۳.۸۱ درصدی انرژی تحویلی در اهواز طی سه‌ماهه نخست سال جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته است؛ آن هم در شرایطی که دما و تعداد انشعابات افزایش داشته است. توانیر این کاهش را نشانه «همکاری آگاهانه مردم» و موفقیت برنامه‌های مدیریت مصرف معرفی کرده است.

اما این گزاره نیز بدون تفکیک فنی، محل تردید جدی است. کاهش انرژی تحویلی لزوما به معنای صرفه‌جویی واقعی نیست. انرژی تحویلی ممکن است به دلیل افت تامین، خاموشی، محدودیت مشترکان بزرگ، تغییر الگوی بهره‌برداری شبکه، کاهش فعالیت اقتصادی، شرایط دمایی متفاوت یا مدیریت اجباری بار کاهش یافته باشد.

اگر در شهری مانند اهواز، با اقلیم بسیار گرم و رشد تعداد مشترکان، مصرف برق نزدیک به ۱۴ درصد کاهش یافته، توانیر باید با دقت توضیح دهد پس چرا این منطقه خاموشی صنعتی و خانگی دارد و  این کاهش از کدام بخش‌ها حاصل شده است. سهم مشترکان خانگی چه میزان بوده؟ سهم تجاری و عمومی چقدر بوده؟ صنایع و مشترکان بزرگ چه نقشی داشته‌اند؟ دمای موثر نسبت به سال قبل چه تغییری کرده؟ چه میزان خاموشی یا محدودیت بار اعمال شده؟ و چه مقدار از این کاهش واقعا ناشی از رفتار داوطلبانه مردم بوده است؟

تا زمانی که این پاسخ‌ها منتشر نشود، استناد به کاهش انرژی تحویلی اهواز به‌عنوان دستاورد مدیریت مصرف، بیشتر شبیه بهره‌برداری تبلیغاتی از یک شاخص خام است تا ارائه گزارش فنی از عملکرد شبکه.

طرح مهتاب؛ مدیریت فنی یا کشف دیرهنگام غفلت‌های انباشته؟

توانیر اعلام کرده است که از ابتدای سال جاری تاکنون با اجرای طرح «مهتاب»، ۱۸۸۰ مگاوات بار غیرمجاز شبکه مدیریت شده است. همچنین در یکی از مانورهای این طرح، ۱۱۸ مگاوات از بار شبکه کاهش یافته و بیش از ۱۹ میلیون کیلووات‌ساعت انرژی صرفه‌جویی شده است. در نمونه‌ای دیگر، در شهر دالکی استان بوشهر، شناسایی ۱۰۹ اشتراک تجاری غیرمجاز و بازگشت بیش از ۸۵۰ هزار کیلووات‌ساعت انرژی به شبکه گزارش شده است.

مقابله با مصرف غیرمجاز اقدامی ضروری است و اصل آن قابل دفاع است. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که توانیر این کشفیات را به‌عنوان دستاورد مدیریتی امروز معرفی می‌کند، بی‌آنکه درباره چرایی انباشت این حجم از مصرف غیرمجاز پاسخ دهد.

اگر واقعا ۱۸۸۰ مگاوات بار غیرمجاز در شبکه وجود داشته، چرا زودتر شناسایی و حذف نشده بود؟ چرا پایش هوشمند، تحلیل داده‌های مصرف، کنترل انشعابات غیرمجاز، نصب کنتورهای هوشمند و مدیریت تلفات غیرفنی تا پیش از بحران ناترازی به اولویت جدی تبدیل نشده بود؟ چگونه ممکن است شبکه سال‌ها از کمبود برق، ناترازی تولید و رشد مصرف آسیب ببیند، اما چنین حجم بزرگی از بار غیرمجاز تا امروز به‌طور موثر کنترل نشده باشد؟

اینجاست که طرح مهتاب، فقط نشانه اقدام نیست؛ می‌تواند سندی از عقب‌ماندگی نظارتی نیز باشد. اگر این اعداد واقعی‌اند، باید پذیرفت بخشی از بحران امروز، فقط ناشی از کمبود تولید نیست؛ بلکه حاصل ضعف مزمن در حکمرانی مصرف، هوشمندسازی شبکه و کنترل تلفات غیرفنی است.

۳۵۰۰ مگاوات ظرفیت پنهان؛ چرا این نیروگاه مجازی زودتر فعال نشد؟

توانیر پیش‌تر اعلام کرده بود هدف طرح مهتاب، مدیریت و حذف حدود ۳۵۰۰ مگاوات بار غیرمجاز و تلفات غیرفنی شبکه است؛ ظرفیتی که معادل توان یک نیروگاه بزرگ توصیف شده است.

این عدد، اگر درست باشد، اهمیت اصلاح شبکه را نشان می‌دهد؛ اما همزمان پرسشی جدی‌تر ایجاد می‌کند: چرا ظرفیتی معادل یک نیروگاه بزرگ تا امروز در دل شبکه رها شده بود؟ چرا مردم و صنایع باید هزینه تاخیر در شناسایی و حذف این بارهای پنهان را با خاموشی، محدودیت تولید و افت کیفیت تامین برق بپردازند؟

نمی‌توان از یک سو بحران برق را به کمبود تولید نسبت داد و از سوی دیگر اعلام کرد هزاران مگاوات ظرفیت از محل اصلاح مصارف غیرمجاز و کاهش تلفات غیرفنی قابل آزادسازی است. اگر چنین ظرفیتی وجود داشته، پس بخشی از صورت‌مسئله ناترازی در سال‌های گذشته درست مدیریت نشده است.

به بیان روشن‌تر، کشف ظرفیت پنهان در روز بحران، فقط دستاورد نیست؛ سوال هم هست. سوال از تاخیر، سوال از عدم نظارت، سوال از هوشمندسازی و سوال از کیفیت مدیریت شبکه برق کشور.

۲۵ درصد مشترکان پرمصرف؛ اما کاهش بار از کجا گرفته شد؟

توانیر اعلام کرده حدود ۲۵ درصد مشترکان برق بالاتر از الگوی تعیین‌شده مصرف می‌کنند. این آمار نشان می‌دهد رفتار مصرفی مشترکان یکدست نیست و بخشی از مصرف، خارج از الگوی تعیین‌شده انجام می‌شود. اما باز هم مسئله اصلی، نحوه استفاده از این عدد است.

توانیر باید مشخص کند این ۲۵ درصد چه سهمی از مصرف کل را به خود اختصاص داده اند؟  در کدام مناطق متمرکزند و مهم‌تر از همه، چه سهمی از کاهش مصرف اعلام‌شده از محل اصلاح رفتار همین مشترکان پرمصرف حاصل شده است.

اگر بار کاهش‌یافته عمدتا از مشترکان پرمصرف گرفته شده، باید داده آن منتشر شود. اگر بخشی از کاهش مصرف از محل محدودیت صنایع، افت تحویل انرژی یا خاموشی مشترکان عادی بوده، باید همان هم صریح اعلام شود. نمی‌توان فشار واقعی کاهش بار را بر بخش‌های مختلف شبکه توزیع کرد، اما در اطلاع‌رسانی رسمی، همه آن را ذیل عنوان کلی «همراهی مردم» قرار داد.

مطالبه روشن است: توانیر باید تفکیک کند، نه تجمیع تبلیغاتی.

کاهش مصرف یا کاهش صورت مسئله؟

مدیریت مصرف، اصلاح الگوی بار، برخورد با انشعابات غیرمجاز و کاهش تلفات فنی و غیرفنی، همگی برای عبور از بحران ناترازی برق ضروری‌اند. اما این اقدامات زمانی اعتبار دارند که با شفافیت آماری، روش محاسبه مشخص و تفکیک دقیق عوامل همراه باشند.

توانیر نمی‌تواند از یک طرف عددهای بزرگ اعلام کند و از طرف دیگر درباره مبنای این اعداد سکوت کند. وقتی گفته می‌شود ۵۰۰ مگاوات صرفه‌جویی شده، باید معلوم باشد این عدد چگونه محاسبه شده است. وقتی از کاهش ۱۳.۸ درصدی انرژی تحویلی در اهواز سخن گفته می‌شود، باید روشن شود سهم دما، خاموشی، محدودیت بار و رفتار داوطلبانه مردم چقدر بوده است. وقتی از ۱۸۸۰ مگاوات بار غیرمجاز مدیریت‌شده صحبت می‌شود، باید توضیح داده شود چرا این بارها در شبکه باقی مانده بودند.

افکار عمومی، رسانه‌ها، فعالان اقتصادی و مشترکان برق حق دارند بدانند:

مبنای محاسبه ۵۰۰ مگاوات صرفه‌جویی چیست؟

سهم کاهش دما نسبت به سال گذشته در افت بار شبکه چقدر بوده است؟

چه میزان از کاهش مصرف واقعا حاصل رفتار داوطلبانه مشترکان بوده است؟

چه مقدار ناشی از خاموشی، محدودیت بار، افت تحویل انرژی یا مدیریت اجباری مصرف مشترکان صنعتی بوده است؟

در آمار اهواز، اثر آب‌وهوا، خاموشی، صنایع و مشترکان خانگی چگونه از هم جدا شده است؟

۱۸۸۰ مگاوات بار غیرمجاز بر اساس چه مدل و داده‌ای محاسبه شده است؟

اگر طرح مهتاب این‌همه ظرفیت آزاد کرده، چرا این اقدام‌ها زودتر انجام نشده بود؟

مسئله امروز صنعت برق فقط کمبود مگاوات نیست؛ کمبود شفافیت هم هست. تا زمانی که توانیر روش محاسبه و داده‌های پشتیبان خود را منتشر نکند، نمی‌تواند هر افت بار را به نام مدیریت موفق مصرف ثبت کند.

اگر کاهش مصرف واقعی است، باید با عدد، مدل و مستندات توضیح داده شود. اگر ناشی از خاموشی، محدودیت، افت دما یا کاهش تحویل انرژی است، باید صادقانه اعلام شود. غیر از این، آنچه به افکار عمومی ارائه می‌شود نه مدیریت بحران ناترازی  بلکه کاهش صورت مسئله ناترازی است.

ارسال نظر