باتری خالی، شارژر گران و جاده‌های بدون ایستگاه

کابوس خریداران خودروهای برقی؛

باتری خالی، شارژر گران و جاده‌های بدون ایستگاه

گفت‌و‌گو کد خبر : 388

ارزیابی‌ها نشان می‌دهد‌ «بزرگ‌ترین هراس خریداران خودروهای برقی، پدیده‌ای جهانی به نام «نگرانی پیمایش» است که در جغرافیای ایران به‌دلیل ضعف شدید زیرساخت‌های نوین، ابعادی بحرانی‌تر به خود می‌گیرد.

رویای راندن خودروهای بی‌صدا و مدرن برقی در خیابان‌های ایران، این روزها به یکی از برنامه های اصلی دولت بدل شده است؛ اما پشت این لایه ظاهری، لایه‌ای از واقعیت‌های تلخ فنی و اجرایی نهفته که مصرف‌کنندگان، به‌ویژه حمل‌ونقل عمومی با آن دست‌به‌گریبان هستند.

ارزیابی‌ها نشان می‌دهد‌ «بزرگ‌ترین هراس خریداران این خودروها، پدیده‌ای جهانی به نام «نگرانی پیمایش» است که در جغرافیای ایران به‌دلیل ضعف شدید زیرساخت‌های نوین، ابعادی بحرانی‌تر به خود می‌گیرد، نکته‌ای که امیرحسن کاکایی کارشناس صنعت خودرو در گفت‌وگو با برق مدیا بر آن صحه می‌گذارد.

 بررسی‌ها نشان می‌دهد اعدادی که شرکت‌ها برای پیمایش این خودروها اعلام می‌کنند، در شرایط واقعی جاده‌های ایران از جمله شیب‌های تند محورهای مواصلاتی، مسیرهای کوهستانی نظیر تهران-شمال و سرمایش و گرمایش شدید، تا ۵۰ درصد افت می‌کند و عملا رانندگان را در میان راه با باتری‌های خالی و بدون پشتوانه ایستگاه‌های شارژ رها می‌کند.

کاکایی در ادامه به این نکته اشاره می‌کند که علاوه بر این، ایده شارژ خانگی نیز با موانع جدی روبه‌روست؛ زیرا شبکه‌های توزیع شهری کشش مصرف این خودروها را ندارند و خریدار باید هزینه‌های گزافی را صرفا برای ارتقای آمپراژ کنتور خود بپردازد.

گفت‌وگوی امیرحسن کاکایی کارشناس صنعت خودرو و عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت ایران را در ادامه می‌خوانید:

***

جناب کاکایی، چرا تاکنون خودروهای برقی در کشور ما مورد توجه جدی قرار نگرفته‌اند و اساسا با چه چالش‌هایی در این مسیر روبرو هستیم؟

 این موضوع بحث بسیار سنگین و پیچیده‌ای است و ابعاد متعددی دارد. برای بررسی دقیق، باید این چالش‌ها را در بخش‌های مختلف از جمله زیرساخت، اقتصاد و فناوری دسته‌بندی کرد. نکته کلیدی و پایه در این میان، مبحث «اقتصاد مصرف‌کننده» است. پیش از هر اقدامی، باید از اقتصاد مصرف‌کننده مراقبت کرد. در تمام نقاط جهان که در ترویج خودروهای برقی موفق بوده‌اند، تمرکز اصلی بر این بوده است که چگونه خرید و استفاده از این خودروها برای مصرف‌کننده دارای توجیه اقتصادی و منفعت باشد؛ چرا که اگر خرید کالا به نفع مصرف‌کننده نباشد، از آن استقبال نخواهد کرد. به همین دلیل، در ۲۰ سال گذشته اکثر کشورهای دنیا مشوق‌های مالی قابل‌توجهی، حتی تا سقف ۱۰ هزار دلار، برای خرید این خودروها اختصاص داده‌اند.

آیا در ایران امکان ارائه چنین مشوق‌هایی برای ترغیب مردم وجود دارد؟

با توجه به وضعیت کنونی اقتصاد کشور، امکان اعطای چنین مشوق‌هایی وجود ندارد. اما فراتر از بحث مشوق‌ها، ما با یک مشکل اساسی روبرو هستیم که در تمامی حوزه‌های مرتبط با بهره‌وری انرژی و راندمان (از لوازم خانگی تا صنعت و خودرو) وجود دارد و آن، قیمت بسیار پایین حامل‌های انرژی است. از گاز و بنزین گرفته تا گازوئیل و حتی خودِ برق، همگی با قیمت‌های نازلی عرضه می‌شوند. در چنین شرایطی، هر چقدر هم فناوری‌های نوین با مصرف کمتر سوخت وارد شود، مورد استقبال قرار نمی‌گیرد؛ زیرا هزینه فناوری‌های جدید با بنزینی که از آب ارزان‌تر است، همخوانی ندارد. در واقع، در ایران هر چه سوخت بیشتری مصرف کنید، گویی از یارانه بیشتری بهره‌مند می‌شوید. متاسفانه در مورد خودروهای برقی، اصلا به موضوع اقتصاد مصرف‌کننده فکر نشده و با شرایط فعلی، فکری هم نمی‌توان کرد.

اختلاف قیمت انرژی چقدر در عدم جذابیت خودروهای برقی موثر است؟

تا زمانی که قیمت انرژی اصلاح نشود، دولت باید مبالغ بسیار هنگفتی را بابت یارانه مستقیم بپردازد تا خرید خودروی برقی برای فرد صرفه داشته باشد، زیرا اختلاف قیمت انرژی بسیار پایین است. علاوه بر این، باید هزینه‌های جانبی و بهره‌برداری را هم لحاظ کرد. برای مثال، در تجربه گازسوز کردن خودروها دیدیم که نقص در زیرساخت‌ها باعث می‌شود افراد ساعت‌ها در صف پمپ‌گاز منتظر بمانند؛ در حالی که وقت افراد ارزشمند است و باید جزو هزینه‌ها محاسبه شود. در مورد خودروهای برقی نیز با سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌ها فاصله زیادی داریم.

جناب کاکایی، در مورد شارژ خانگی خودروهای برقی چه چالش‌هایی وجود دارد؟

اگرچه ادعا می‌شود می‌توان خودرو را در خانه شارژ کرد، اما هزینه آن بسیار بالاست. یک شارژر معمولی حداقل به برق ۳۲ آمپر نیاز دارد که هزینه کنترل و ارتقای آن سنگین است. برای مثال، مواردی مشاهده شده که برای ارتقای کنتور از ۲۵ به ۳۲ آمپر، هزینه‌هایی در حدود چندین ده میلیون و حتی تا ۱۰۰ میلیون تومان پرداخت شده است. همچنین باید خودرو را باید از شب تا صبح در شارژ قرار داد و در نهایت باز هم تضمینی برای پیمایش طولانی وجود ندارد. به این موارد باید هزینه تعمیر، نگهداری و قطعات یدکی را هم اضافه کرد که تا زمان رسیدن به مقیاس انبوه، در کشور این هزینه‌ها بسیار بالا خواهد بود. در ایران، مجموع هزینه‌های بهره‌برداری در مقابل سودی که از عدم مصرف بنزین (که عملاً مجانی است) حاصل می‌شود، بسیار بالاست و عملا سودی عاید مصرف‌کننده نمی‌شود.

از تورم به عنوان یکی از نقش‌های اصلی عدم گرایش مصرف‌کنندگان از این خودروها یاد می‌شود، این عامل تا چه میزان اثرگذار است؟   

 تورم بالا در کشور یک مانع بسیار جدی است. وقتی مصرف‌کننده مبلغ کلانی برای خرید یک کالا می‌پردازد و در مقابل، مبلغ ناچیزی (مثلا ماهیانه ۵۰۰ هزار تومان) در مصرف سوخت صرفه‌جویی می‌کند، با توجه به تورم و کاهش ارزش پول، سال‌ها طول می‌کشد تا اصل سرمایه بازگردد که دیگر آن پول ارزش اولیه را ندارد. با تورم ۶۰ درصدی، هزینه‌های بهره‌برداری همواره در مقابل تورم شکست می‌خورند. در کشورهای موفق، علاوه بر مشوق‌ها، نرخ تورم نزدیک به ۱ یا ۲ درصد بوده و قیمت برق و بنزین در سطح بالایی با یکدیگر رقابت می‌کنند.

از منظر زیست‌محیطی، آیا ورود این خودروها به بهبود وضعیت آلودگی کلان‌شهرها کمک می‌کند؟

در ایران هنوز مفهوم آلودگی به درستی تبیین نشده است. نکته اینجاست که برق ما نیز با سوخت فسیلی تولید می‌شود، بنابراین مصرف‌کننده حس توجه به محیط‌زیست را ندارد. همچنین به دلیل تعداد بسیار زیاد خودروهای فرسوده در کلان شهرهایی مثل تهران، اصفهان و مشهد، اثر کاهش آلودگی خودروهای برقی تا ۲۰ سال آینده هم دیده نخواهد شد. با توجه به روش تولید و پرت زیاد برق در کشور، این جایگزینی لزوما ارزش افزوده بالایی ایجاد نمی‌کند. ما فقط ظاهر تکنولوژی را می‌خواهیم اما حاضر به پرداخت هزینه‌های آن نیستیم.

یکی از نگرانی‌هایی که مصرف‌کنندگان این خودروها دارند، به پیمایش آنها بازمی‌گردد، آیا با خودروهای برقی موجود می‌توان به سفرهای بین‌شهری رفت؟

به لحاظ تئوریک بله، اما در عمل خیر. اگرچه پیمایش برخی خودروها ۵۰۰ کیلومتر اعلام می‌شود، اما در شرایط هوای سرد، گرم یا مسیرهای شیب‌دار، این عدد ممکن است به ۲۵۰ کیلومتر کاهش یابد. در مسیر تهران به مشهد، راننده مجبور است حداقل دو یا سه بار برای شارژ توقف کند، در حالی که ایستگاه‌های شارژ کافی وجود ندارد.. این موضوع باعث ایجاد پدیده‌ای به نام «نگرانی پیمایش» می‌شود که حتی در دنیا هم وجود دارد، هرچند با گسترش ایستگاه‌ها در حال حل شدن است. در ایران، به ویژه در مورد تاکسی‌های برقی مسیرهایی مانند تهران-شمال که با شیب زیادی همراه است، گزارش‌های زیادی از نارضایتی و توقف خودرو در میان راه به دلیل تخلیه ناگهانی باتری وجود دارد.

با توجه به مواردی که مطرح کردید، برتری خودروهای بنزینی نسبت به برقی در شرایط فعلی ایران چیست؟

 بنزین در دسترس‌ترین و قابل ‌اطمینان‌ترین منبع انرژی برای خودرو است. بنزین بالاترین چگالی انرژی (۴۰ مگاژول بر کیلوگرم) را دارد و باتری‌ها هنوز راه زیادی دارند تا به این سطح برسند. همچنین تعمیرکار و زیرساخت بنزین در همه جا فراهم است. اگرچه تکنولوژی خودروهای برقی تا چند سال آینده متحول خواهد شد، اما ایراد اصلی ما یعنی «ارزان بودن حامل‌های انرژی» و «نرخ تورم بالا» به راحتی قابل حل نیست. سایر چالش‌ها مانند پیمایش حل‌شدنی هستند، اما این تضاد اقتصادی به این سادگی مرتفع نخواهد شد.

ارسال نظر