کالبدشکافی ابرچالش ناترازی انرژی از نگاه بخش خصوصی؛
کف کسری برق امسال به ۱۵ هزار مگاوات رسید
ریشه اصلی خاموشیها، نه در تغییرات اقلیمی، بلکه در اقتصاد معیوب انرژی و بدهی انباشته ۱۳۰ همتی دولت به بخش خصوصی نهفته است؛ بنبستی مالی و ارزی که اگر گشوده نشود، بحران انرژی را هر سال وخیمتر خواهد کرد.
پیشبینی کف کسری ۱۵ هزار مگاواتی برق در سال جاری، زنگ خطر یک ابرچالش ساختاری را به صدا درآورده است. بررسیها نشان میدهد ریشه اصلی خاموشیها، نه در تغییرات اقلیمی، بلکه در اقتصاد معیوب انرژی و بدهی انباشته ۱۳۰ همتی دولت به بخش خصوصی نهفته است؛ بنبستی مالی و ارزی که اگر گشوده نشود، بحران انرژی را هر سال وخیمتر خواهد کرد.
به گزارش برق مدیا، رکوردشکنی زودهنگام و بیسابقه تقاضای برق و عبور آن از مرز ۷۵ هزار مگاوات، بار دیگر نقاب از چهره ابرچالش ناترازی انرژی در ایران برداشت؛ بحرانی کاملا پیشبینیپذیر که کارشناسان صنف از ماهها قبل درباره آن هشدار داده بودند.
دبیرکل سندیکای صنعت برق ایران، در گفتگو با «برق مدیا»، به این نکته اشاره میکند که برخلاف مانورهای تبلیغاتی مسئولان و ادعای «مدیریت موفق شبکه»، آرامش نسبی هوا در فصل بهار محصول تدابیر مدیریتی نبود؛ بلکه ترکشهای شرایط جنگی، تعطیلی اجباری صنایع و کاهش موقت مصارف، موقتا شبکه را سرپا نگه داشته بود. شکنندگی این پایداری مصلحتی، حالا با نخستین موج گرمای تابستان عریان شده است.
او با اشاره به محاسبات ریاضی، کف کسری برق امسال را حداقل ۱۵ هزار مگاوات برآورد کرده و هشدار میدهد که نوسانات شدید ولتاژ در ماههای پیش رو، تهدیدی جدیتر از قطعی برق خواهد بود. دبیرکل سندیکا با دفاع از عملکرد فنی وزارت نیرو، این نهاد را مقصر اصلی نمیداند؛ بلکه انگشت اتهام را به سمت «اقتصاد دستوری و قفل سرمایهگذاری» میگیرد؛ جایی که ناترازی منابع مالی، صفهای طولانی تخصیص ارز و بدهی انباشته ۱۳۰ هزار میلیارد تومانی دولت به بخش خصوصی، توان توسعه را از صنعت برق سلب کرده است. مسائلی تاکید میکند که تداوم این روند، با تحمیل هزینههای گزاف تامین تجهیزات جانبی به صنایع و بانکها، مستقیما به موتور محرک تورم در اقتصاد کلان تبدیل شده است.
گفت و گو «برق مدیا» با مهدی مسائلی، دبیرکل سندیکای صنعت برق ایران را در ادامه می خوانید.
***
پیشبینیهای اواخر اردیبهشت شما درست از آب درآمد و شبکه با تقاضای سنگین ۷۵ هزار مگاواتی روبهرو شد. این شوک مصرف از کجا نشأت میگیرد و برآورد دقیق سندیکا از میزان کمبود برق در پیک تابستان چقدر است؟
بله، خوشحالم که پیشبینیهای بنده از اوایل سال جاری مبنی بر ناترازی و قطعیها اکنون جنبه عمل به خود گرفته است. در حال حاضر، برق منازل مسکونی حدود دو ساعت و برق بخش کشاورزی از اول اردیبهشتماه به مدت ۵ ساعت در روز قطع میشود؛ شهرکهای صنعتی و بخشهای اداری نیز به این لیست اضافه شدهاند. اگر این اتفاقات رخ نمیداد، باید تعجب میکردیم! مدیریت به معنای پیشگیری است و وجود ستاد بحران یعنی باید از قبل پیشبینیهای لازم صورت میگرفت تا در موقع بحران، راه نجات داشته باشیم. متاسفانه بحث پیشگیری تقریبا وجود خارجی ندارد و ما صرفا بر اساس اقتضای زمان حرکت میکنیم.
دولتمردان معتقدند غافلگیری فعلی فراتر از توان پیشبینی بوده و آن را به تغییرات اقلیمی گره میزنند، آیا واقعا این موج گرما و پیک مصرف، فرمول غیرقابل پیشبینیای داشت؟
اقلیم و تغییرات آب و هوایی موضوعی نیست که غیرقابل پیشبینی باشد. همانطور که یک خلبان پیش از پرواز، شرایط مسیر و مقصد را اعلام میکند، ما نیز با وجود سازمان هواشناسی و دانشگاههای ژئوفیزیک، میتوانیم تمام این موارد و نیاز مصرف را پیشبینی کنیم. حتی اگر وضعیت گرمی هوا را کنار بگذاریم، میدانیم که پس از بهار، تابستان در پیش است! هنر ما باید در مدیریت وسایل برودتی باشد. طبق آمارهای دولتی، حدود ۳۵ هزار مگاوات از مصرف ما مربوط به وسایل برودتی است. حدود ۲۰ میلیون کولر آبی در کشور فعال است و میدانیم مصرف برق هر کولر گازی حداقل پنج برابر یک کولر آبی است؛ بنابراین وقوع این گرما و ناترازی اصلاً اتفاق عجیبی نیست.
برآورد سندیکا از میزان کسری واقعی برق در سال جاری چه میزان است و با چقدر ناترازی مواجهیم؟
سال گذشته حدود ۲۰ هزار مگاوات کسری برق داشتیم. امسال در مجموع حدود ۸ هزار مگاوات (شامل نیروگاههای خورشیدی و ظرفیت مشروط نیروگاههای آبی) به مدار اضافه شده است. با کسر این مقدار از کسری سال قبل، در خوشبینانهترین حالت به عدد ۱۲ هزار مگاوات میرسیم. اما با لحاظ کردن رشد ۵ درصدی مصرف سالانه، جایگزینی کولرهای آبی با گازی و همچنین افزایش مصرف پمپهای آب به دلیل خشکسالی، انتظار میرود کف کسری برق امسال به ۱۵ هزار مگاوات برسد. با محاسبات ریاضی، وضعیت کسری برق امسال مشابه یا بدتر از سال قبل است.
مسئولان توانیر معتقدند خاموشیهای امسال کمتر بوده و وضعیت تحت مدیریت است. نظر شما چیست؟
دلیل عدم وقوع مشکل در فصل بهار، مدیریت نبود، بلکه ناشی از شرایط جنگی، تعطیلی بسیاری از صنایع و ادارات و پایین بودن مصارف بود. اگر اوضاع خوب است، چرا استاندارد دمای آسایش را از ۲۴ درجه به ۲۵ درجه تغییر دادند و چرا ساعت کار ادارات را کم کردند؟ ریشه اصلی مشکل این است که صنعت برق پول ندارد. وقتی پول نباشد، نمیتوان انتظار تحول داشت. نیاز مصرف در اوج بار به نزدیک ۸۰ هزار مگاوات رسیده، در حالی که تولید همپای مصرف رشد نکرده است.
پیشبینی شما از وضعیت شبکه در ماههای آینده و بحث هوشمندسازی چیست؟
وضعیت بیبرقی تا پایان شهریور و حتی اوایل مهرماه تشدید خواهد شد. نوسانات ولتاژ از خود بیبرقی برای تجهیزات خانگی و صنعتی خطرناکتر است. دولت باید به برق به عنوان یک کالای اساسی و زیرساخت ویژه توجه کند. در مورد هوشمندسازی نیز، این اقدام زمانبر است و بیشتر برای مدیریت بار در زمستان و بحران سوخت کاربرد دارد. بعد از امنیت سیاسی، برق مهمترین عامل است؛ چرا که بدون آن اقتصاد نمیچرخد. کاهش ساعت ادارات یا تعطیلی بخش خصوصی نگرانکننده است، زیرا اگر اقتصاد نچرخد، بخش خصوصی ناچار به تعدیل نیرو خواهد بود.
از نگاه اقتصاد انرژی، فقدان و ناترازی برق چه سیگنالهایی به اقتصاد کلان میفرستد و مشخصاً چه تأثیری بر جهش نرخ تورم دارد؟
مهدی مسائلی: برق رابطه مستقیمی با سلامت اجتماعی و گردش اقتصادی کشور دارد. وقتی بانک یا کارخانه مجبور میشود برای تداوم فعالیت خود تجهیزاتی مثل یوپیاس (UPS)، ذخیرهساز یا دیزل ژنراتور بخرد، هزینه این تجهیزات گرانقیمت روی قیمت نهایی کالا اعمال میشود و این یعنی بیبرقی مستقیما به تورم ربط دارد. با روال فعلی، هر سال وضعیت بدتر از سال قبل خواهد بود. همچنین باید بدانیم که نیروگاههای خورشیدی بدون ذخیرهساز کامل نیستند؛ چرا که در شب که مصرف بالاست، این نیروگاهها کارایی ندارند.
با این اوصاف، آیا وزارت نیرو در عمل به وعدههای توسعهای خود ناتوان بوده است؟
بنده وزارت نیرو را متهم ردیف اول تا سوم نمیدانم. وزارت نیرو یک انرژی تبدیلی را تحویل میدهد. اگر به این وزارتخانه پول، سوخت و ارز داده نشود، چه کاری میتواند انجام دهد؟ صنعت برق ایران ۶۰ درصد نیاز ارزی دارد و بخش خصوصی در صف تخصیص ارز معطل مانده است. وزارت نیرو هماکنون ۱۳۰ همت به بخش خصوصی بدهکار است، در حالی که خودش ۲۰۰ همت از دولت طلب دارد. با «حرفدرمانی» مشکل حل نمیشود. برای پاسخ به رشد ۵ درصدی مصرف، باید سالانه به ازای هر وات برق، یک دلار سرمایهگذاری در تولید و شبکه انجام شود؛ در غیر این صورت، بحرانها هر سال روی هم انباشته میشوند.
در میانمدت و بلندمدت، تغییر رفتار مصرفکنندگان و سیاستهای بهینهسازی مصرف را چقدر در مهار این بحران مؤثر میدانید؟ آیا صرفهجویی به تنهایی بازدارنده است؟
ما میگوییم صرفهجویی کنید، اما چه کسی کنترل کرده است که لامپ تولیدی یا صنایع پتروشیمی و فولاد ما استاندارد هستند؟ چون در ایران برق ارزان بوده، مسئله بهینهسازی هرگز جدی گرفته نشده است. صنایع ما کمتر از یک درصد مشترکین هستند اما ۴۰ درصد برق کشور را مصرف میکنند؛ در مقابل، بخش خانگی ۸۱ درصد مشترکین هستند و ۳۰ درصد برق را مصرف میکنند. وقتی زیرساخت و وسایل مصرفکننده بهینه نیست، صرفهجویی صرف امکانپذیر نیست؛ چرا که تجهیزاتِ غیربهینه، حتی در کمترین میزان استفاده هم مصرف بالایی دارند. تا زمانی که اقتصاد صنعت برق درست نشود، در تابستان با بحران ناترازی و در زمستان با بحران سوخت و آلودگی هوا مواجه خواهیم بود.