نقشه جهانی برق: زغالسنگ، گاز و هستهای ستونهای انرژی دنیا
آخرین آمارهای تولید برق در جهان از یک معادله پیچیده پرده برمیدارد؛ رقابت میان حفظ پایداری شبکه و تعهدات زیستمحیطی، روندی که سیاستگذاران انرژی را به یک بندبازی استراتژیک واداشته و سرعت حرکت به سمت انرژیهای پاک را کندتر از پیشبینیها کرده است.
به گزارش برق مدیا، این سرگردانی استراتژیک، حاصل برخورد دو واقعیت سخت است. از یک سو، بحرانهای ژئوپلیتیک و نوسانات شدید قیمت سوخت، کشورها را به سمت گزینههای پایدارتر و در دسترستر (حتی زغالسنگ و گاز) سوق داده و موجب شده تا همچنان زغالسنگ که از آن با عنوان سوخت کثیف یاد میکنند تامینکننده اصلی انرژی در دنیا باشد و از سوی دیگر پای تعهدات کشورها برای کاهش تولید گازهای گلخانهای به میان کشیده شود.
در حالی زغالسنگ پیشتاز تولید برق در دنیا محسوب میشود که برای سالها گذار به انرژیهای پاک به عنوان یک مسیر بدون بازگشت مطرح میشد. اما قطع جریان گاز روسیه به اروپا در سالهای اخیر و ناترازیهای شدید برق در اقتصادهای نوظهور، معادلات را تغییر داد. دولتها دریافتند که «پایداری شبکه» و «سرپا نگه داشتن صنایع» مقدم بر هر تعهد بینالمللی است. به همین دلیل، نیروگاههای حرارتی سنتی که قرار بود به تاریخ بپیوندند، همچنان به عنوان سوپاپ اطمینان شبکه برق جهان به فعالیت خود ادامه دادند.
به گفته فعالان این حوزه تداوم استفاده از زغالسنگ در تولید انرژی در حالی است که ظرفیت نیروگاههای خورشیدی و بادی با سرعتی بیسابقه در حال رشد است، اما یک چالش بزرگ ساختاری به نام «ناپایداری تولید» (Intermittency) موجب شده تا دولتمردان امنیت تامین را به انرژی پاک ترجیح دهند. چرا که خورشید همیشه نمیتابد و باد همیشه نمیوزد و تا زمانی که فناوریهای ذخیرهسازی انرژی (باتریهای مقیاس بزرگ) به تکامل تجاری و قیمت اقتصادی نرسند، جهان برای تامین «برق پایه» (Base Load) در ساعات اوج مصرف، چارهای جز تکیه بر نیروگاههای فسیلی یا هستهای ندارد.
علاوه بر زغالسنگ که با 32.97 درصد به تنهایی تقریبا یک سوم از تولید برق جهان را در اختیار دارد، بسیاری از کشورها یکی از جالبترین روندها در ترکیب فعلی برق جهان را در دستور کار خود قرار دادهاند ترکیبی از انرژی هستهای و زغالسنگ روشی که بتوانند همزمان از امنیت تامین و داشتن انرژی پاک بهرهببرند. با این شرایط بسیاری از کشورها که پیش از این به دنبال تعطیلی رآکتورهای خود بودند، در حال حاضر به این نتیجه رسیدهاند که انرژی هستهای تنها گزینهای است که میتواند هر دو اولویت را همزمان پوشش دهد و این امر موجب شده تا استفاده از انرژی هستهای مجدد در این کشورها رواج پیدا کند.
بررسیهای وبسایت ویژوال کپیتالیست نشان میدهد، در رتبه دوم تولید انرژی، گاز طبیعی با سهم ۲۱.۷۷ درصد قرار گرفته است. استفاده گسترده از گاز طبیعی در سالهای اخیر، بهدلیل آلایندگی کمتر نسبت به زغالسنگ و انعطافپذیری بیشتر نیروگاههای گازی، رشد قابلتوجهی داشته و بسیاری از کشورها آن را بهعنوان سوخت انتقالی در مسیر گذار انرژی انتخاب کردهاند.
برق آبی نیز با سهم ۱۴ درصد، همچنان یکی از مهمترین منابع تولید برق پاک در جهان بهشمار میرود. این بخش بهویژه در کشورهایی که منابع آبی گسترده و ظرفیت سدسازی بالایی دارند، نقش کلیدی در تأمین انرژی ایفا میکند.
در ادامه این فهرست، انرژی هستهای با ۸.۸۵ درصد، انرژی خورشیدی با ۸.۷۰ درصد و انرژی بادی با ۸.۵۰ درصد قرار دارند. نزدیک شدن سهم خورشیدی و بادی به انرژی هستهای، نشاندهنده رشد سریع سرمایهگذاری جهانی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر است؛ روندی که طی یک دهه اخیر شتاب بیشتری گرفته و بسیاری از کشورها را به سمت کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی سوق داده است.