معمای قیمت برق در بورس انرژی؛ کشف قیمت یا رقابت پرهزینه؟
در حالی که برق در تابلوی برق عادی بورس انرژی حدود ۳۲۰ تا ۳۳۰ تومان به ازای هر کیلوواتساعت معامله میشود، قیمت برق در تابلوی سبز و تابلوی آزاد در برخی معاملات به حدود ۱۲ هزار تومان نیز رسیده است؛ دلیل این اختلاف قیمت قابل توجه چیست؟
به گزارش برق مدیا، قیمت برق در بورس انرژی از حدود ۳۰۰ تومان تا نزدیک ۱۲ هزار تومان برای هر کیلوواتساعت در تابلوی برق عادی و آزاد نوسان دارد؛ اختلافی که در نگاه نخست عجیب به نظر میرسد. همزمان، انتقاد وزارت صمت از شیوه رقابت در بورس انرژی و دفاع مدیران این بورس از مکانیزم عرضه و تقاضا، بحث بر سر کارآمدی بازار برق را وارد مرحله تازهای کرده است. آیا بورس انرژی قیمت واقعی برق را کشف میکند یا ساختار فعلی بازار نیازمند بازنگری است؟
اختلاف تازه میان وزارت صنعت، معدن و تجارت و بورس انرژی، بار دیگر موضوع کشف قیمت برق را به یکی از بحثهای داغ صنعت برق تبدیل کرده است. از یک سو، بورس انرژی تأکید میکند که سازوکار بازار، شفافترین روش برای تعیین قیمت برق است و حتی در برخی مقاطع، رقابت آزاد به کاهش قیمتها منجر شده است. از سوی دیگر، وزارت صمت معتقد است اشکال اصلی نه در اصل کشف قیمت، بلکه در نحوه طراحی بازار و رقابت میان صنایع مختلف است؛ رقابتی که به گفته این وزارتخانه، هزینه تأمین برق صنایع انرژیبر را افزایش داده است.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا انتقاد وزارت صمت به سازوکار بورس انرژی وارد است یا بازار برق بورس انرژی دقیقاً همان کاری را انجام میدهد که از یک بازار رقابتی انتظار میرود؟
چرا برق در بورس انرژی چند قیمت دارد؟
یکی از نخستین پرسشهایی که درباره بورس انرژی مطرح میشود، اختلاف قابل توجه قیمت برق در تابلوهای مختلف است. در حالی که برق در تابلوی برق عادی حدود ۳۲۰ تا ۳۳۰ تومان به ازای هر کیلوواتساعت معامله میشود، قیمت برق در تابلوی سبز و تابلوی آزاد در برخی معاملات به حدود ۱۲ هزار تومان نیز رسیده است.
این اختلاف در نگاه اول عجیب به نظر میرسد، اما بررسی ساختار بازار نشان میدهد این تابلوها در واقع سه بازار متفاوت هستند.
برق عادی عمدتاً در چارچوب مقررات وزارت نیرو و با حضور نیروگاههای دولتی و خصوصی معامله میشود، در حالی که برق سبز مربوط به نیروگاههای تجدیدپذیر است و خریداران آن عمدتاً صنایعی هستند که بر اساس قوانین، موظف به تأمین بخشی از برق خود از منابع تجدیدپذیرند. تابلوی آزاد نیز بازاری رقابتی برای برق نیروگاههای خودتأمین، کوچکمقیاس و وارداتی است.
بنابراین مقایسه مستقیم قیمت این تابلوها، بدون در نظر گرفتن تفاوت ماهیت کالا و مقررات حاکم بر هر بازار، تصویر دقیقی از عملکرد بورس انرژی ارائه نمیدهد.
بورس انرژی چه میگوید؟
محمد نظیفی، مدیرعامل بورس انرژی ایران، معتقد است یکی از مهمترین مزیتهای این بازار، کشف قیمت بر اساس عرضه و تقاضاست؛ سازوکاری که به گفته او، لزوماً به افزایش قیمت منجر نمیشود.
او برای اثبات این ادعا به معاملات برق سبز در اسفندماه سال گذشته اشاره میکند؛ زمانی که برخی صنایع به دلیل شرایط اقتصادی و کاهش فعالیت، تقاضای کمتری برای برق داشتند و همزمان نیروگاهها برای تأمین نقدینگی، حجم عرضه برق را افزایش دادند.
نتیجه این اتفاق، کاهش قیمت برق سبز از حدود ۵ هزار تومان به حدود ۳۵۰۰ تومان بود.
از نگاه بورس انرژی، این تجربه نشان میدهد بازار زمانی که عرضه افزایش پیدا کند، قادر است قیمت را تعدیل کند و بنابراین نمیتوان افزایش معاملات در بورس را معادل افزایش قیمت برق دانست.
علاوه بر این، مسئولان بورس انرژی معتقدند شفافیت معاملات، حذف روابط غیررسمی، ایجاد مرجع قیمتی و فراهم شدن امکان انعقاد قراردادهای رقابتی، از مهمترین دستاوردهای توسعه بازار برق در بورس انرژی است.
در ادبیات اقتصادی، کشف قیمت به فرآیندی گفته میشود که در آن قیمت یک کالا نه توسط دولت، بلکه بر اساس رقابت میان خریداران و فروشندگان تعیین میشود. بورسهای کالایی و انرژی مهمترین بستر این فرآیند هستند.
انتقاد وزارت صمت دقیقا چیست؟
اما وزارت صمت، مسئله را از زاویه دیگری میبیند. عزتالله زارعی، سخنگوی این وزارتخانه، معتقد است مشکل اصلی در نحوه طراحی رقابت است.
به گفته او، در شرایط فعلی همه صنایع، بدون توجه به میزان وابستگی تولیدشان به برق، در یک بازار واحد برای خرید برق رقابت میکنند.
این در حالی است که سهم برق در بهای تمامشده محصولات صنایع مختلف یکسان نیست.
برای مثال، در صنایع انرژیبر مانند فولاد، سیمان یا آلومینیوم، برق یکی از مهمترین مؤلفههای هزینه تولید محسوب میشود؛ اما در برخی صنایع دیگر، سهم برق در هزینه نهایی محصول بسیار ناچیز است.
در نتیجه، صنایعی که وابستگی کمتری به هزینه برق دارند، میتوانند قیمتهای بالاتری را در بورس پیشنهاد دهند، در حالی که صنایع انرژیبر ناچارند برای ادامه تولید، همان قیمتهای بالاتر را بپذیرند یا از رقابت کنار بروند.
بر همین اساس، وزارت صمت پیشنهاد داده است همانند برخی بازارهای کالایی، رقابت میان صنایع همگن انجام شود و برق مازاد نیروگاههای متعلق به صنایع نیز در اختیار واحدهای انرژیبر قرار گیرد.
آیا انتقاد وزارت صمت قابل دفاع است؟
بررسی سازوکار بازارهای برق در کشورهای مختلف نشان میدهد اصل دغدغه وزارت صمت، موضوع تازهای نیست.در بسیاری از کشورها، اگرچه قیمت برق از طریق سازوکار بازار تعیین میشود، اما همه مصرفکنندگان در یک بازار واحد رقابت نمیکنند.
برای صنایع بزرگ، قراردادهای بلندمدت، بازارهای اختصاصی یا سازوکارهای متفاوتی برای تأمین برق طراحی میشود تا نوسان شدید قیمت، تولید آنها را با اختلال مواجه نکند.
بنابراین پیشنهاد وزارت صمت مبنی بر بازنگری در طراحی بازار و تفکیک گروههای مصرفکننده، از منظر نظری قابل بررسی است و نمیتوان آن را صرفاً مخالفت با بورس انرژی تلقی کرد.
اما آیا حذف رقابت راهحل مناسبی است؟
در مقابل، کارشناسان بازار سرمایه و اقتصاد برق هشدار میدهند که هرگونه محدود کردن رقابت یا بازگشت به قیمتگذاری دستوری، میتواند مهمترین مزیت بورس انرژی یعنی شفافیت را تضعیف کند.
به اعتقاد آنان، اگر قیمت واقعی برق در بازار مشخص نشود، سرمایهگذاران انگیزه کافی برای احداث نیروگاههای جدید یا توسعه نیروگاههای موجود نخواهند داشت؛ موضوعی که در شرایط ناترازی تولید و مصرف برق، میتواند کمبود عرضه را در سالهای آینده تشدید کند.
از سوی دیگر، تجربه معاملات برق سبز نیز نشان داده است که افزایش عرضه در بازار رقابتی، میتواند به کاهش قیمت منجر شود؛ موضوعی که با منطق اقتصادی عرضه و تقاضا همخوانی دارد.
نکته مهم اینکه اختلاف قیمتهای کشفشده در بورس انرژی با تعرفههای فروش برق، ابعاد ناترازی اقتصادی صنعت برق را نیز آشکار میکند؛ ناترازی که موجب شده بخش قابل توجهی از هزینه تولید برق از طریق یارانه یا بدهی انباشته جبران شود. از این منظر، قیمتهای بورس انرژی را نمیتوان صرفاً به عنوان نرخ فروش برق، بلکه باید به عنوان سیگنالی از ارزش اقتصادی برق در شرایط کمبود عرضه نیز تحلیل کرد.
اصل اختلاف بر سر کشف قیمت نیست
بررسی دیدگاههای دو طرف نشان میدهد برخلاف تصور اولیه، اختلاف میان وزارت صمت و بورس انرژی بر سر اصل کشف قیمت نیست. هر دو طرف اصل شفافیت و ضرورت استفاده از سازوکار بازار را تا حدی پذیرفتهاند.
آنچه محل اختلاف است، طراحی بازار است؛ یعنی اینکه چه گروههایی باید با یکدیگر رقابت کنند، چه میزان برق در هر تابلو عرضه شود و آیا لازم است برای صنایع انرژیبر، سازوکارهای متفاوتی در نظر گرفته شود یا خیر؟
در واقع، پرسش اصلی این نیست که بورس انرژی قیمت را درست کشف میکند یا خیر؛ بلکه این است که آیا ساختار فعلی بازار، بهترین شیوه برای کشف قیمت برق در میان همه گروههای مصرفکننده است یا نیاز به اصلاح دارد.
راهکار چیست؟
بورس انرژی طی سالهای اخیر نقش مهمی در شفافسازی معاملات برق، ایجاد مرجع قیمتی و توسعه معاملات رقابتی ایفا کرده است و تجربه برخی معاملات نیز نشان میدهد افزایش عرضه میتواند حتی به کاهش قیمتها منجر شود.
با این حال، انتقاد وزارت صمت نیز صرفاً مخالفت با اصل بازار نیست، بلکه بر نحوه طراحی رقابت میان صنایع متمرکز است؛ موضوعی که در بسیاری از بازارهای برق دنیا نیز مورد توجه سیاستگذاران قرار دارد.
به نظر میرسد ادامه توسعه بازار برق، نه با حذف سازوکار کشف قیمت، بلکه با اصلاح تدریجی طراحی بازار، افزایش عمق معاملات، توسعه قراردادهای بلندمدت و ایجاد سازوکارهای متناسب با ویژگی صنایع مختلف امکانپذیر خواهد بود. در چنین شرایطی، هم شفافیت بورس انرژی حفظ میشود و هم دغدغه صنایع انرژیبر درباره افزایش هزینه تأمین برق، تا حدی قابل مدیریت خواهد بود.
البته اینکه آیا تفکیک بازارها میتواند بدون آسیب زدن به شفافیت معاملات، دغدغه صنایع انرژیبر را برطرف کند، موضوعی است که احتمالاً در ماههای آینده به یکی از مهمترین محورهای سیاستگذاری بازار برق تبدیل خواهد شد.