نجات ایران از خاموشی با برق خورشیدی؛ یک رویای ناتمام

برق مدیا ادعای وزیر را نقد می کند:

نجات ایران از خاموشی با برق خورشیدی؛ یک رویای ناتمام

کد خبر : 37

اعلام ورود ۵ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی تا تابستان ۱۴۰۵ از سوی عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو یکی از بزرگ‌ترین وعده‌های تاریخ صنعت برق ایران در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر محسوب می‌شود؛ وعده‌ای که نه‌تنها ظرفیت خورشیدی کشور را جهش می‌دهد، بلکه می‌تواند بخشی از بحران ناترازی برق را نیز کاهش دهد.

اما پرسش اصلی اینجاست: آیا این عدد واقعاً قابل تحقق است یا بار دیگر صنعت برق ایران درگیر شکاف میان «ظرفیت اسمی» و «تولید واقعی» خواهد شد؟

به گزارش برق مدیا، کل ظرفیت نامی یا همان اسمی، انرژی تجدیدپذیر ایران شامل خورشیدی، بادی، برقابی کمتر از 10 مگاوات و سایر تا پایان بهمن سال گذشته که آمارهای آن از سوی وزارت نیرو منتشر شده، بالغ بر 4 هزار و 164 مگاوات برآورد شده که البته تخمین زده می شود، ظرفیت واقعی برق تولیدی اندکی بیش از 2 هزار  و 200 مگاوات باشد. حال به نظر می رسد آنچه وزیر نیرو خبر می دهد، اضافه شدن به ظرفیت اسمی باشد و نه تولید واقعی برق.

واقعیت آن است که صنعت برق ایران امروز زیر فشار هم‌زمان سه بحران بزرگ قرار دارد؛ رشد فزاینده مصرف، فرسودگی نیروگاه‌های حرارتی و کمبود سرمایه‌گذاری. در چنین شرایطی، انرژی خورشیدی دیگر یک انتخاب لوکس یا زیست‌محیطی نیست، بلکه به ضرورتی برای بقا تبدیل شده است. با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان داده که اعلام پروژه‌های بزرگ در صنعت انرژی لزوماً به معنای تحول پایدار نیست؛ به‌ویژه زمانی که زیرساخت شبکه، منابع مالی، نظام خرید تضمینی برق و اقتصاد انرژی همچنان با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند.

جهش بزرگ یا بازی با آمار؟

وزیر نیرو اعلام کرده که تا تابستان امسال ۵ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی وارد مدار می‌شود و دولت چهاردهم «چهار برابر تمام ادوار گذشته» نیروگاه خورشیدی احداث کرده است.  این ادعا در ظاهر چشمگیر است، اما بررسی آمار رسمی نشان می‌دهد که ظرفیت تجدیدپذیر ایران تا ماه‌های پایانی سال ۱۴۰۴ حدود ۲۲۰۰ تا ۲۳۰۰ مگاوات بوده است.

حتی در زمستان ۱۴۰۴ نیز گزارش‌ها از عبور ظرفیت تجدیدپذیر کشور از حدود ۳۷۰۰ مگاوات حکایت داشت.  به این ترتیب، تحقق عدد ۵ هزار مگاوات تا تابستان ۱۴۰۵ به معنای آن است که ایران باید ظرف چند ماه، معادل کل ظرفیت ایجادشده طی سال‌های گذشته نیروگاه خورشیدی جدید وارد مدار کند؛ هدفی که از منظر فنی و اجرایی بسیار سنگین به نظر می‌رسد.

تجربه صنعت برق ایران نیز نشان می‌دهد میان «آغاز عملیات اجرایی»، «افتتاح رسمی» و «بهره‌برداری پایدار» فاصله قابل توجهی وجود دارد. در بسیاری از پروژه‌ها، افتتاح اولیه انجام می‌شود اما اتصال پایدار به شبکه یا تولید واقعی با تأخیرهای طولانی مواجه می‌شود. نمونه آن پروژه‌های متعدد ۲۰۵ و ۲۸۰ مگاواتی بود که طی سال گذشته افتتاح یا کلنگ‌زنی شدند، اما هنوز سهم آنها در رفع ناترازی برق کشور محدود باقی مانده است.

خورشیدی‌ها چقدر خاموشی را مهار می‌کنند؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره توسعه خورشیدی در ایران، میزان اثر واقعی آن بر بحران خاموشی است. در نگاه اول، ۵ هزار مگاوات عدد بزرگی به نظر می‌رسد، اما باید توجه داشت که ظرفیت اسمی نیروگاه خورشیدی با تولید واقعی آن متفاوت است. نیروگاه‌های خورشیدی تنها در ساعات مشخصی از روز و وابسته به شدت تابش خورشید برق تولید می‌کنند. به همین دلیل، راندمان عملیاتی آنها در طول شبانه‌روز کمتر از نیروگاه‌های حرارتی است.

در روزهای اوج تابستان، اتفاقاً مصرف برق ایران نیز عمدتاً در ساعات گرم و آفتابی رخ می‌دهد و از این منظر، توسعه خورشیدی می‌تواند بخشی از بار شبکه را کاهش دهد. اما این به معنای حل کامل بحران نیست. کارشناسان انرژی معتقدند ناترازی برق ایران اکنون به 20 هزار مگاوات رسیده و حتی ورود چند هزار مگاوات خورشیدی نیز تنها بخشی از این شکاف را پوشش می‌دهد.

از سوی دیگر، شبکه برق ایران اساساً برای مدیریت حجم بالای تولید پراکنده تجدیدپذیر طراحی نشده است. مطالعات بین‌المللی نیز نشان می‌دهد افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر بدون توسعه زیرساخت ذخیره‌سازی، شبکه هوشمند و کنترل فرکانس، می‌تواند چالش‌های جدیدی برای پایداری شبکه ایجاد کند.  این یعنی توسعه خورشیدی، بدون نوسازی شبکه انتقال و توزیع، ممکن است خود به یک گلوگاه تازه تبدیل شود.

چالش بزرگ سرمایه‌گذاری

یکی از مهم‌ترین ابهام‌ها درباره وعده ۵ هزار مگاواتی، مسئله تامین مالی است. احداث هر مگاوات نیروگاه خورشیدی نیازمند سرمایه‌گذاری قابل توجه ارزی و ریالی است؛ به‌ویژه در شرایطی که بخش عمده تجهیزات پیشرفته، پنل‌ها، اینورترها و فناوری‌های ذخیره‌سازی وابسته به واردات یا مواد اولیه خارجی هستند.

در شرایط تحریم، انتقال فناوری و تامین تجهیزات نیز دشوارتر شده است. علاوه بر آن، سرمایه‌گذاران بخش خصوصی بارها از مشکلات مربوط به خرید تضمینی برق، تاخیر در پرداخت مطالبات و نبود ثبات مقررات گلایه کرده‌اند. اقتصاد برق در ایران همچنان با یک تناقض بنیادین مواجه است؛ برق با قیمت یارانه‌ای فروخته می‌شود، اما توسعه نیروگاه نیازمند سرمایه‌گذاری با نرخ‌های جهانی است. همین مسئله باعث شده سرمایه‌گذاری در صنعت برق، به‌ویژه در حوزه تجدیدپذیر، برای بسیاری از فعالان اقتصادی فاقد جذابیت کافی باشد.

در چنین فضایی، پرسش مهم این است که آیا دولت منابع مالی لازم برای جهش واقعی خورشیدی را در اختیار دارد یا بخش مهمی از این پروژه‌ها قرار است روی کاغذ باقی بمانند؟

توسعه تجدیدپذیر؛ دیرهنگام اما ناگریز

با وجود همه نقدها، نمی‌توان انکار کرد که حرکت به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر برای ایران یک ضرورت استراتژیک است. ایران یکی از مستعدترین کشورهای جهان از نظر تابش خورشیدی محسوب می‌شود و مطالعات فنی نشان می‌دهد بسیاری از مناطق کشور ظرفیت بالایی برای تولید برق خورشیدی دارند.  از سوی دیگر، تداوم وابستگی شدید به نیروگاه‌های حرارتی، علاوه بر مصرف گسترده گاز و سوخت مایع، هزینه‌های سنگینی به اقتصاد و محیط زیست تحمیل کرده است.

در سال‌های اخیر، کمبود گاز در زمستان و کمبود برق در تابستان، عملاً امنیت انرژی کشور را با چالش مواجه کرده است. همین مسئله موجب شده حتی سیاستگذاران سنتی حوزه انرژی نیز ناچار به پذیرش نقش پررنگ‌تر تجدیدپذیرها شوند. اما مسئله اینجاست که ایران در این مسیر بسیار دیر حرکت کرده است. در حالی که بسیاری از کشورهای منطقه و جهان طی یک دهه گذشته سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در حوزه خورشیدی انجام داده‌اند، سهم تجدیدپذیرها در سبد برق ایران همچنان ناچیز باقی مانده است. این عقب‌ماندگی تنها ناشی از تحریم نیست؛ بلکه نتیجه سال‌ها قیمت‌گذاری دستوری، بی‌ثباتی سیاستگذاری و اولویت‌دادن به توسعه نیروگاه‌های حرارتی بوده است.

فاصله «ظرفیت نصب‌شده» تا «تولید واقعی»

یکی از مهم‌ترین خطاهای رایج در روایت‌های رسمی صنعت برق، تمرکز بیش از حد بر «ظرفیت نصب‌شده» است. در حالی که آنچه برای اقتصاد و شبکه برق اهمیت دارد، «انرژی واقعی تولیدشده» است، نه صرفاً عدد اسمی نیروگاه‌ها. نیروگاه خورشیدی ممکن است هزار مگاوات ظرفیت اسمی داشته باشد، اما تولید واقعی آن به عوامل متعددی مانند شدت تابش، گردوغبار، دمای هوا، کیفیت تجهیزات و محدودیت شبکه وابسته است. حتی در برخی مناطق ایران، مشکل گردوغبار و آلودگی سطح پنل‌ها می‌تواند بازده واقعی نیروگاه را کاهش دهد.

بنابراین، اگرچه افزایش ظرفیت خورشیدی اقدامی مثبت است، اما نباید آن را به‌عنوان راه‌حل نهایی بحران برق معرفی کرد. بحران برق ایران ریشه‌ای‌تر از آن است که صرفاً با چند پروژه خورشیدی حل شود؛ این بحران حاصل سال‌ها سرمایه‌گذاری ناکافی، فرسودگی زیرساخت، رشد بی‌رویه مصرف و سیاستگذاری ناپایدار است.

دولت چهاردهم اکنون تلاش می‌کند توسعه تجدیدپذیرها را به‌عنوان یکی از دستاوردهای مهم خود معرفی کند؛ مسیری که در صورت تحقق واقعی، می‌تواند بخشی از تصویر فرسوده صنعت برق ایران را تغییر دهد.اما افکار عمومی و فعالان اقتصادی دیگر صرفاً با اعداد و وعده‌ها قانع نمی‌شوند.

پرسش اصلی این نیست که چند نیروگاه افتتاح شده یا چند مگاوات روی کاغذ ثبت شده است؛ پرسش این است که آیا این پروژه‌ها می‌توانند برق پایدار، اقتصادی و قابل اتکا تولید کنند؟ اگر دولت بتواند وعده ۵ هزار مگاوات را با بهره‌برداری واقعی، اتصال پایدار به شبکه، جذب سرمایه‌گذاری خصوصی و کاهش خاموشی‌ها همراه کند، شاید بتوان از آغاز یک تحول در صنعت برق سخن گفت. اما اگر این پروژه‌ها نیز به سرنوشت بسیاری از طرح‌های نیمه‌تمام و تبلیغاتی گذشته دچار شوند، صنعت برق ایران همچنان در چرخه تکراری «وعده، افتتاح، ناترازی» گرفتار خواهد ماند. در نهایت، آینده انرژی ایران نه با تیترهای خبری، بلکه با کیفیت سیاستگذاری، اصلاح اقتصاد برق و توان دولت در جلب اعتماد سرمایه‌گذاران تعیین خواهد شد.

 

ارسال نظر