خاموشی سهم فقرا و یارانه سهم ثروتمندان

یادداشت کد خبر : 23
مهدی  عرب صادق مهدی عرب صادق تحلیلگر مسائل سیاسی

بحران برق در ایران دیگر صرفاً یک مسئله فنی یا فصلی نیست؛ بلکه به یکی از جدی‌ترین چالش‌های اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل شده است.

در حالی که دولت از مردم می‌خواهد تنها ۱۰ درصد مصرف برق خود را کاهش دهند تا مشمول ۳۰ درصد پاداش شوند، بسیاری از کارشناسان معتقدند این سیاست بیش از آنکه راه‌حل باشد، اعترافی به شکست ساختار اقتصادی برق در ایران است.

بر اساس برآوردهای مطرح‌شده، ناترازی برق کشور اکنون به حدود ۲۲ هزار مگاوات رسیده است؛ عددی که در صورت ادامه فعالیت کامل صنایع انرژی‌بر، می‌توانست به بیش از ۲۶ هزار مگاوات نیز افزایش پیدا کند.

به بیان دیگر، کاهش اجباری مصرف برخی صنایع در شرایط بحرانی، عملاً بخشی از فشار شبکه را کم کرده و از وقوع خاموشی‌های گسترده‌تر جلوگیری کرده است. اما مسئله اصلی تنها کمبود تولید برق نیست؛ بلکه نحوه توزیع یارانه انرژی و مدیریت مصرف است.

منتقدان سیاست‌های فعلی معتقدند ساختار یارانه‌ای کشور به گونه‌ای طراحی شده که بخش عمده منافع آن نصیب دهک‌های پردرآمد می‌شود. طبق آمارهای مطرح‌شده، دهک دهم جامعه ده‌ها برابر بیشتر از دهک‌های پایین از یارانه برق، گاز و بنزین بهره‌مند می‌شود؛ زیرا مصرف بالاتر، به معنای دریافت یارانه بیشتر است.

در چنین شرایطی، اجرای خاموشی‌های گسترده خانگی یا درخواست کاهش مصرف از عموم مردم، عملاً فشار بحران را به طبقات متوسط و ضعیف منتقل می‌کند؛ در حالی که سهم اصلی مصرف و بهره‌مندی از یارانه در اختیار مشترکان پرمصرف، ویلاها، استخرها و برخی صنایع رانتی است. به همین دلیل، برخی کارشناسان خاموشی‌های موسوم به «عادلانه» را یکی از ناعادلانه‌ترین اشکال مدیریت بحران انرژی می‌دانند.

از نگاه تحلیلگران حوزه انرژی، ریشه بحران برق در ایران بیش از آنکه فنی باشد، اقتصادی است. قیمت پایین و غیرواقعی برق باعث شده نه سرمایه‌گذاری کافی در توسعه زیرساخت‌ها شکل بگیرد و نه انگیزه‌ای جدی برای بهینه‌سازی مصرف ایجاد شود. در عین حال، دولت سالانه میلیاردها دلار یارانه پنهان انرژی پرداخت می‌کند؛ یارانه‌ای که بخش بزرگی از آن به مصرف‌کنندگان پرمصرف می‌رسد.

راهکار پیشنهادی در این دیدگاه، حرکت به سمت آزادسازی تدریجی و هوشمند قیمت برق، همراه با بازتوزیع مستقیم منابع به دهک‌های پایین جامعه است. الگویی که در برخی کشورها مانند اندونزی اجرا شده و به جای تخصیص یارانه به حامل انرژی، یارانه مستقیماً به مردم پرداخت شده است.

نتیجه چنین سیاستی، کاهش بار مالی دولت، افزایش عدالت توزیعی و کنترل مصرف عنوان می‌شود.

همچنین تأکید می‌شود که مدیریت مصرف باید هدفمند و هوشمند باشد؛ به این معنا که فشار اصلی بر مشترکان پرمصرف وارد شود، نه خانوارهای عادی یا بنگاه‌های مولد. استفاده از ابزارهایی مانند تعرفه‌گذاری پلکانی واقعی، سبد انرژی خانوار، شبکه هوشمند و حتی امکان خرید و فروش سهمیه انرژی در بازارهای رسمی، از جمله پیشنهادهایی است که می‌تواند بدون تحمیل خاموشی گسترده، به پایداری شبکه برق کمک کند.

در نهایت، آنچه از این تحلیل برمی‌آید این است که بحران برق ایران صرفاً با درخواست صرفه‌جویی از مردم حل نخواهد شد. مسئله اصلی، اصلاح اقتصاد برق، حذف رانت پنهان انرژی و طراحی نظامی عادلانه برای توزیع یارانه‌هاست؛ مسیری که بدون آن، خاموشی‌ها همچنان سهم طبقات ضعیف و یارانه‌ها سهم پرمصرف‌ها باقی خواهد ماند.

ارسال نظر