تست اعصاب و روان توانیر از مردم؛ خاموشی‌های بی‌اطلاع تا کجا ادامه دارد؟

تست اعصاب و روان توانیر از مردم؛ خاموشی‌های بی‌اطلاع تا کجا ادامه دارد؟

کد خبر : 400

اگر قرار باشد برای سنجش میزان صبر و تحمل مردم یک آزمون طراحی شود، ظاهرا توانیر و وزارت نیرو نسخه تازه‌ای از آن را در تهران اجرا کرده‌اند؛ آزمونی که این بار نه پرسشنامه دارد، نه زمان مشخص و نه حتی اطلاع‌رسانی.

به گزارش برق مدیا به نقل از تابناک در تهران ؛ در منطقه سنایی تهران، از ساعت ۱۲:۳۰ ظهر امروز تا حدود ۱۷، برق چندین بار قطع شد و هر بار نیز خاموشی‌ها مدت قابل توجهی ادامه داشت؛ آن هم در شرایطی که در اپلیکیشن «برق من» خبری از برنامه خاموشی یا اطلاع‌رسانی مشخص درباره این قطعی‌های پی‌درپی وجود نداشت. نتیجه، چیزی فراتر از خاموش شدن چند لامپ بود؛ اختلال در کسب‌وکارها، آسیب به تجهیزات الکترونیکی، برهم خوردن فعالیت مراکز درمانی و تحمیل خسارت به مردمی که حتی نمی‌دانند قطعی بعدی چه زمانی از راه می‌رسد.

ماجرا وقتی عجیب‌تر می‌شود که بدانیم خاموشی برنامه‌ریزی‌شده، اگر با اطلاع‌رسانی درست انجام شود، هرچند برای مردم آزاردهنده است، اما دست‌کم امکان مدیریت آن وجود دارد. یک مغازه‌دار می‌تواند تجهیزات حساس خود را خاموش کند، یک شرکت می‌تواند جلسات و فعالیت‌هایش را جابه‌جا کند، یک رسانه می‌تواند تجهیزاتش را از مدار خارج کند و حتی یک خانواده می‌تواند برای چند ساعت خودش را آماده کند. اما وقتی برق بدون اطلاع قبلی قطع می‌شود و دوباره وصل می‌شود و باز چند ساعت بعد همان اتفاق تکرار می‌شود، دیگر صحبت از مدیریت مصرف نیست؛ صحبت از غافلگیر کردن مردم است.

روز شنبه، در منطقه سنایی تهران دقیقا همین اتفاق رخ داده است. از حدود ساعت ۱۲:۳۰ ظهر تا ۱۷، چهار مرتبه قطعی برق گزارش شده که هر کدام تقریبا دو ساعت ادامه داشته است. در چنین شرایطی، اولین سوال کاملا روشن است: اگر این قطعی‌ها برنامه‌ریزی‌شده بوده‌اند، چرا اطلاع‌رسانی نشده‌اند؟ و اگر برنامه‌ریزی‌شده نبوده‌اند و منشا فنی داشته‌اند، چرا حداقل اطلاع‌رسانی درباره اختلال انجام نشده است؟

مردم قرار نیست متخصص شبکه برق باشند که از روی خاموش شدن چندباره برق تشخیص دهند مشکل از پست برق است، کابل آسیب دیده، شبکه دچار اضافه‌بار شده یا مدیریت بار در حال انجام است. این وظیفه دستگاه متولی است که وضعیت شبکه را به مردم توضیح دهد.

اپلیکیشن «برق من» دقیقا برای همین ساخته شده است؛ قرار نیست یک برنامه تزئینی روی تلفن همراه مردم باشد. وقتی قرار است مردم برای خاموشی‌ها برنامه‌ریزی کنند، انتظار بدیهی این است که اطلاعات مربوط به خاموشی در اختیارشان قرار بگیرد. اگر قرار نیست اطلاعات دقیق و به‌روز ارائه شود، اساساً فلسفه چنین سامانه‌ای زیر سوال می‌رود.

اما مشکل اصلی حتی خود خاموشی نیست؛ مشکل، بی‌خبری است.

 خاموشی دو ساعته‌ای که از قبل اعلام شده باشد، یک مشکل است. خاموشی دو ساعته‌ای که بدون اطلاع قبلی اتفاق بیفتد، دوباره برق وصل شود و چند ساعت بعد مجدداً قطع شود، مسئله‌ای کاملاً متفاوت است. این مدل قطعی برق عملاً زندگی روزمره را مختل می‌کند و مردم را در شرایطی قرار می‌دهد که هیچ امکان برنامه‌ریزی برای ساده‌ترین امور خود ندارند.

 در منطقه‌ای مانند سنایی و محدوده خیابان مطهری، موضوع حساس‌تر از یک محله مسکونی معمولی است. این محدوده تنها محل زندگی مردم نیست و مجموعه‌ای از مراکز اداری، تجاری، دفاتر، مطب‌ها و مراکز درمانی در آن فعالیت می‌کنند. هر قطعی طولانی برق می‌تواند برای یک مرکز درمانی به معنای اختلال در روند عادی فعالیت باشد. بیمارستان و مرکز درمانی نمی‌تواند به بیمار بگوید «برق رفت، دو ساعت بعد برگردید»؛ تجهیزات پزشکی، سامانه‌های رایانه‌ای، آسانسورها، سیستم‌های تهویه و ده‌ها زیرساخت دیگر به برق پایدار وابسته هستند.

حتی اگر مراکز درمانی از ژنراتور اضطراری استفاده کنند، این مسئله مسئولیت شرکت برق را از بین نمی‌برد. ژنراتور برای شرایط اضطراری است، نه اینکه شبکه برق شهری هر چند ساعت یک بار بدون اطلاع قطع شود و مراکز درمانی مجبور باشند دائم میان برق شهر و برق اضطراری جابه‌جا شوند.

کسب‌وکار‌ها نیز وضعیت بهتری ندارند. در دنیای امروز تقریباً هیچ دفتر یا مجموعه‌ای را نمی‌توان پیدا کرد که فعالیتش به تجهیزات الکترونیکی وابسته نباشد. رایانه، سرور، مودم، روتر، دستگاه‌های حضور و غیاب، سیستم‌های امنیتی، دوربین‌ها و تجهیزات ذخیره‌سازی اطلاعات، همگی به برق پایدار نیاز دارند.

قطع برق به خودی خود همیشه باعث سوختن تجهیزات نمی‌شود؛ چیزی که می‌تواند خسارت سنگین ایجاد کند، تکرار قطع و وصل و نوسانات هنگام بازگشت برق است. همین اتفاق می‌تواند به پاور رایانه‌ها، مانیتورها، تجهیزات شبکه، سرور‌ها و سایر تجهیزات حساس آسیب بزند.

برای مجموعه‌ای مانند تحریریه و بخش‌های فنی تابناک، این مسئله فقط یک ناراحتی ساده نیست. قطع و وصل‌های مکرر برق می‌تواند خسارت سنگینی به تجهیزات وارد کند و در این مورد نیز آسیب‌های مالی چندصد میلیون تومانی به تجهیزات و رایانه‌ها وارد شده است؛ خسارتی که طبیعتاً کسی آن را در قبض برق مردم محاسبه نمی‌کند، اما برای مجموعه‌ای که فعالیت حرفه‌ای و رسانه‌ای دارد، کاملا واقعی است.

حالا سوال اینجاست؛ چه کسی مسئول این خسارت است؟

اگر خاموشی برنامه‌ریزی‌شده بوده، چرا اطلاع‌رسانی نشده است؟ اگر اضطراری بوده، چرا توضیحی درباره علت آن ارائه نمی‌شود؟ اگر مشکل شبکه بوده، چرا مردم باید هزینه ضعف یا اختلال شبکه را با از دست رفتن تجهیزات خود پرداخت کنند؟

اینها سؤال‌های عجیب و غریبی نیستند. حداقل حقوق شهروندی این است که وقتی یک خدمت عمومی قرار است برای چند ساعت قطع شود، مردم بدانند چرا و تا چه زمانی قرار است این اتفاق ادامه داشته باشد.

‌نمی‌توان از مردم انتظار داشت که مصرف برق خود را مدیریت کنند، اما در مقابل، خود شبکه برق بدون اطلاع‌رسانی و در فواصل کوتاه چندین بار از مدار خارج شود. مدیریت مصرف یک خیابان دوطرفه است. همان‌طور که از مشترک انتظار می‌رود در ساعات اوج مصرف، مصرف خود را کنترل کند، از متولی شبکه نیز انتظار می‌رود شبکه را به شکلی مدیریت کند که کمترین آسیب به زندگی و فعالیت اقتصادی مردم وارد شود.

دتر از همه این است که این وضعیت به تدریج در حال عادی شدن است. خاموشی اتفاق می‌افتد، مردم غر می‌زنند، برق وصل می‌شود و ماجرا تمام می‌شود؛ چند ساعت بعد دوباره برق می‌رود و باز همان چرخه تکرار می‌شود. انگار قرار است مردم آن‌قدر به قطعی برق عادت کنند که دیگر سؤال نکنند.

اما مردم حق دارند سوال کنند.

حق دارند بدانند برق چرا قطع شده است. حق دارند بدانند قطعی برنامه‌ریزی‌شده بوده یا اضطراری. حق دارند بدانند چه زمانی برق برمی‌گردد و مهم‌تر از همه، حق دارند بدانند اگر تجهیزاتشان در نتیجه نوسان و قطع و وصل‌های مکرر آسیب دید، مسئولیت جبران خسارت با چه نهادی است.

اینکه شهروندی برای استفاده از برق هزینه پرداخت می‌کند، به این معنا نیست که باید در برابر اختلال در این خدمت عمومی کاملاً بی‌دفاع باشد. اتفاقاً هرچه وابستگی جامعه به برق بیشتر می‌شود، مسئولیت متولی شبکه نیز سنگین‌تر خواهد شد.

امروز دیگر برق فقط برای روشن کردن چراغ خانه نیست. اینترنت، ارتباطات، بانکداری، تولید، حمل‌ونقل، بیمارستان، رسانه، فروشگاه و تقریباً تمام فعالیت‌های اقتصادی به آن وابسته‌اند. یک قطعی چندساعته در سال‌های گذشته شاید صرفاً به معنای خاموش شدن چراغ و روشن کردن شمع بود، اما امروز می‌تواند یک زنجیره کامل از خسارت ایجاد کند.

در چنین شرایطی، اطلاع‌رسانی حداقل کاری است که می‌توان انجام داد.

اگر قرار است خاموشی باشد، بگویید. اگر زمانش تغییر کرده، اعلام کنید. اگر مشکل فنی رخ داده، توضیح دهید. اگر شبکه در شرایط اضطراری قرار گرفته، مردم را در جریان بگذارید. نمی‌شود مردم را در تاریکی گذاشت و بعد از آنها انتظار داشت همه چیز را مدیریت کنند.

توانیر و وزارت نیرو باید پاسخ روشنی درباره وضعیت امروز منطقه سنایی ارائه کنند. مشخص شود این چهار قطعی چه منشأیی داشته‌اند، چرا در سامانه‌های اطلاع‌رسانی اعلام نشده‌اند و چه اقدامی برای جلوگیری از تکرار آنها انجام خواهد شد.

این گزارش درباره اعتراض به خاموشی نیست؛ درباره اعتراض به بی‌خبری است. درباره این است که مردم نباید هر بار با خاموش شدن برق، تازه بفهمند شبکه چه تصمیمی برای آنها گرفته است.

اگر خاموشی بخشی از واقعیت فعلی شبکه برق کشور است، حداقل باید با برنامه، اطلاع‌رسانی و مسئولیت‌پذیری همراه باشد.

وگرنه چیزی که در حال اجراست دیگر مدیریت شبکه برق نیست؛ تست اعصاب و روان توانیر از مردم است.

ارسال نظر