نشت بزرگ در شبکه برق ایران؛ گلوگاهی که ناترازی انرژی را تشدید می‌کند

نشت بزرگ در شبکه برق ایران؛ گلوگاهی که ناترازی انرژی را تشدید می‌کند

کد خبر : 118

بر اساس گزارش‌های رسمی، تلفات برق در ایران امروز در محدوده ۱۰ درصد قرار دارد؛ همین عدد وقتی در مقیاس کل تولید برق کشور دیده می‌شود، به معنای هدررفت میلیاردها کیلووات‌ساعت انرژی است

به گزارش برق مدیا، در میانه یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های تاریخ صنعت برق ایران، بحث «تلفات شبکه» دیگر صرفاً یک شاخص فنی نیست؛ بلکه به متغیری تعیین‌کننده در معادله ناترازی برق، هزینه‌های سوخت و حتی پایداری اقتصادی و اجتماعی بدل شده است. در ظاهر، آمارها از بهبود نسبی حکایت دارند، اما زیر این لایه آماری، شکاف‌هایی دیده می‌شود که اگر در چارچوب برنامه هفتم توسعه به‌درستی مدیریت نشوند، می‌توانند به یکی از گلوگاه‌های اصلی بحران انرژی تبدیل شوند.

بر اساس گزارش‌های رسمی، تلفات برق در ایران امروز در محدوده ۱۰ درصد قرار دارد؛ هرچند که برخی تحلیل‌گران نسبت به پایداری و دقت این عدد تردید دارند اما همین رقمی که نسبت به یک دهه قبل کاهش یافته و حتی در مقایسه منطقه‌ای «قابل قبول» توصیف می‌شود، با این حال، همین عدد وقتی در مقیاس کل تولید برق کشور دیده می‌شود، به معنای هدررفت میلیاردها کیلووات‌ساعت انرژی است؛ انرژی‌ای که تولید آن با مصرف سوخت‌های فسیلی، هزینه‌های ارزی و فشار بر زیرساخت‌ها همراه است.

بحران پنهان در شبکه‌های برق جهان

در حالی‌که برق به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین زیرساخت‌های جهان شناخته می‌شود، تازه‌ترین داده‌ها نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از این انرژی هرگز به دست مصرف‌کنندگان نمی‌رسد؛ گزارش‌های جدید درباره تلفات انتقال برق در جهان حاکی از شکاف عمیق میان کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه است.

بر اساس این داده‌ها، کشورهایی مانند هائیتی با حدود ۵۵ درصد، توگو با ۵۲ درصد و کنگو با ۴۵ درصد، بیشترین میزان تلفات برق را دارند. در این کشورها، بیش از نیمی از برق تولیدشده پیش از رسیدن به مصرف‌کننده از بین می‌رود، موضوعی که زنگ خطر جدی برای وضعیت زیرساخت‌ها و مدیریت انرژی محسوب می‌شود. در سال ۲۰۲۲، عراق حتی به رکورد ۵۹.۲ درصد تلفات رسید و در صدر این فهرست قرار گرفت.

در مقابل، کشورهای توسعه‌یافته عملکردی کاملاً متفاوت دارند. سنگاپور با تنها  ۲ دهم درصد، ایسلند با ۲.۹ درصد و آلمان با حدود ۴ تا ۵ درصد، از کارآمدترین شبکه‌های برق جهان برخوردارند و میانگین جهانی تلفات برق حدود ۸ درصد برآورد می‌شود.

این تلفات به دو دسته تقسیم می‌شود: تلفات فنی که ناشی از مقاومت سیم‌ها و تجهیزات است، و تلفات غیرفنی که شامل سرقت برق و خطاهای صورتحساب می‌شود. بالا بودن این شاخص معمولاً نشانه ضعف زیرساخت‌ها، کمبود سرمایه‌گذاری یا مشکلات مدیریتی در صنعت برق است. از نظر تاریخی، شبکه‌های برق در گذشته تلفات بالایی داشتند، اما با پیشرفت فناوری و نوسازی زیرساخت‌ها، کشورهای توسعه‌یافته توانسته‌اند این میزان را به حداقل نزدیک کنند. با این حال، بسیاری از کشورهای در حال توسعه همچنان با شبکه‌های قدیمی و فرسوده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در سال‌های اخیر، فناوری‌هایی مانند «شبکه‌های هوشمند» و گسترش تولید پراکنده (مانند پنل‌های خورشیدی خانگی) به‌عنوان راهکارهایی برای کاهش تلفات مطرح شده‌اند. با این وجود، سرقت برق همچنان در برخی مناطق، به‌ویژه در بخش‌هایی از آفریقا و جنوب آسیا، یک چالش جدی باقی مانده است.

تحلیل‌گران معتقدند کاهش تلفات به حدود ۱۰ درصد می‌تواند میلیاردها دلار صرفه‌جویی سالانه برای کشورهای در حال توسعه به همراه داشته باشد. با این حال، قیمت‌گذاری نامناسب برق و کمبود سرمایه‌گذاری همچنان مانعی جدی بر سر راه بهبود این وضعیت است.

2 چهره از تلفات برقی در ایران

بر اساس داده‌های بین‌المللی ایران در رتبه‌بندی اتلاف انرژی برق در بین 150 کشور جهان هم اکنون در جایگاه 71 قرار دارد؛ وضعیتی به نظر بهتر از کشور عراق و برخی کشورهای آفریقایی و البته با فاصله بسیار با برخی کشورهای توسعه یافته جهان و حتی پایین‌تر از ترکیه و عربستان سعودی.

از نگاه سیاست‌گذار، برنامه هفتم توسعه تلاش کرده این شاخص را هدف‌گذاری کند. طبق این برنامه، تلفات شبکه باید تا پایان دوره به حدود ۱۰ درصد کاهش یابد که این هدف‌گذاری در ظاهر واقع‌بینانه به نظر می‌رسد، اما پرسش اصلی این است که آیا ابزارهای تحقق آن نیز به همان اندازه واقعی و در دسترس هستند یا خیر. واقعیت این است که تلفات برق در ایران، همانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، دو چهره دارد: تلفات فنی و تلفات غیرفنی.

تلفات فنی، حاصل ماهیت فیزیکی شبکه است؛ مقاومت خطوط، افت ولتاژ، کیفیت تجهیزات و پراکندگی جغرافیایی مصرف.

در مقابل، تلفات غیرفنی ریشه در اقتصاد و حکمرانی دارد: انشعابات غیرمجاز، دستکاری کنتورها، و در سال‌های اخیر، پدیده استخراج غیرقانونی رمزارزها.

اگرچه سهم تلفات فنی در سال‌های اخیر با توسعه شبکه و بهبود تجهیزات کاهش یافته، اما تلفات غیرفنی همچنان به‌عنوان یک «چالش پنهان» باقی مانده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد حتی کمتر از ۵ درصد از تلفات توزیع به این بخش مربوط است، اما همین عدد به دلیل ماهیت غیرشفاف و پراکندگی، مدیریت‌پذیری دشوارتری دارد.

بدون سرمایه‌گذاری تلفات کم نمی‌شود

نکته مهم‌تر اینجاست که کاهش تلفات، صرفاً یک پروژه مهندسی نیست، بلکه نیازمند سرمایه‌گذاری گسترده است. مدیران صنعت برق بارها تأکید کرده‌اند که اقداماتی مانند کوتاه‌سازی شبکه فشار ضعیف، جایگزینی کابل‌های خودنگهدار، یا ارتقای هادی‌ها، همگی هزینه‌بر هستند و بدون تأمین منابع مالی پایدار، به کندی پیش می‌روند. این در حالی است که صنعت برق ایران سال‌هاست با مشکل مزمن کمبود نقدینگی و عدم تعادل اقتصادی مواجه است.

برنامه هفتم توسعه هم یک تناقض درونی نیز دارد. از یک سو، بر کاهش تلفات تأکید می‌کند و از سوی دیگر، با محدودیت منابع و عدم اصلاح ساختار اقتصادی صنعت برق، عملاً مسیر تحقق این هدف را دشوار می‌سازد. تجربه برنامه‌های قبلی نشان داده که بدون اصلاح تعرفه‌ها، جذب سرمایه‌گذاری و ایجاد انگیزه اقتصادی، اهداف کمی به‌راحتی روی کاغذ باقی می‌مانند.

مالیات پنهان انرژی از کانال برق

از منظر تحلیلی، باید به این نکته توجه کرد که تلفات برق، به‌طور مستقیم با ناترازی تولید و مصرف مرتبط است چرا که هر واحد انرژی که در شبکه تلف می‌شود، به معنای نیاز به تولید بیشتر است؛ تولیدی که اغلب از نیروگاه‌های حرارتی با راندمان متوسط تأمین می‌شود. این یعنی افزایش مصرف سوخت، تشدید آلودگی هوا و فشار بر شبکه گاز کشور. در واقع، تلفات بالا، یک «مالیات پنهان انرژی» است که کل اقتصاد آن را می‌پردازد.

با این حال، در ارزیابی وضعیت موجود، نباید تنها به عدد نهایی تلفات بسنده کرد. ساختار شبکه برق ایران، به دلیل وسعت جغرافیایی، پراکندگی بار و تمرکز نیروگاه‌ها، ذاتاً مستعد تلفات بالاتر نسبت به برخی کشورهای توسعه‌یافته است. به همین دلیل، مقایسه صرف با کشورهایی مانند فرانسه یا آمریکا که تلفات زیر ۶ درصد دارند، بدون در نظر گرفتن این تفاوت‌ها، می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

تجربه کشورهایی با شرایط مشابه نشان می‌دهد که با ترکیب سیاست‌های فنی، اقتصادی و نظارتی، می‌توان تلفات را به‌طور قابل توجهی کاهش داد. در چنین شرایطی، پرسش کلیدی این است: چه باید کرد؟

راهبندان اتلاف برق گران

نخستین محور، هوشمندسازی شبکه است. توسعه کنتورهای هوشمند و سامانه‌های پایش، یکی از معدود حوزه‌هایی است که هم در سیاست‌گذاری و هم در اجرا، مورد توجه قرار گرفته است. برآوردها نشان می‌دهد که صرفاً با هوشمندسازی تجهیزات اندازه‌گیری، می‌توان حدود ۲ درصد از تلفات غیرفنی را کاهش داد. این عدد در مقیاس ملی، معادل صرفه‌جویی قابل توجهی در تولید و هزینه است.

دومین محور، بازطراحی شبکه توزیع است. بخش عمده تلفات در ایران در شبکه توزیع رخ می‌دهد؛ جایی که طول خطوط زیاد، بارهای پراکنده و تجهیزات فرسوده، زمینه‌ساز اتلاف انرژی هستند. سرمایه‌گذاری در تبدیل شبکه‌های هوایی به کابل‌های خودنگهدار، افزایش سطح ولتاژ در برخی مناطق و بهینه‌سازی آرایش شبکه، از جمله اقداماتی است که در گزارش‌های رسمی نیز بر آن تأکید شده است.

سومین محور، مقابله با تلفات غیرفنی از طریق ابزارهای اقتصادی و حقوقی است. تجربه نشان داده که برخورد صرفاً فنی یا انتظامی با انشعابات غیرمجاز، اثر پایداری ندارد. اصلاح تعرفه‌ها، واقعی‌سازی قیمت برق برای مشترکان پرمصرف، و ایجاد انگیزه برای مصرف بهینه، می‌تواند به کاهش این نوع تلفات کمک کند. در واقع، تا زمانی که برق به‌عنوان یک کالای ارزان تلقی شود، انگیزه برای سوءاستفاده از آن نیز باقی خواهد ماند.

چهارمین محور، توسعه تولید پراکنده و انرژی‌های تجدیدپذیر است. هرچه تولید برق به محل مصرف نزدیک‌تر باشد، تلفات انتقال و توزیع کاهش می‌یابد. این رویکرد که در بسیاری از کشورها با عنوان «تولید در محل مصرف» دنبال می‌شود، می‌تواند در ایران نیز به‌ویژه در بخش صنعتی و کشاورزی مورد توجه قرار گیرد. گزارش‌های کارشناسی نیز بر ضرورت تنوع‌بخشی به سبد تولید و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی تأکید دارند.

پنجمین محور، اصلاح حکمرانی داده در صنعت برق است. یکی از مشکلات اساسی، نبود داده‌های شفاف و به‌روز درباره تلفات در سطوح مختلف شبکه است. بدون داده دقیق، سیاست‌گذاری هدفمند امکان‌پذیر نیست. به همین دلیل ایجاد یک نظام جامع پایش تلفات، که بتواند به‌صورت برخط وضعیت شبکه را رصد کند، پیش‌نیاز هرگونه اصلاح ساختاری است.

نتیجه اینکه کاهش تلفات برق، یک پروژه کوتاه‌مدت نیست. این مسئله، نیازمند یک رویکرد چندلایه است که همزمان به اصلاح زیرساخت، اقتصاد و حکمرانی بپردازد. برنامه هفتم توسعه، اگرچه چارچوبی برای این هدف‌گذاری ارائه کرده، اما موفقیت آن در گروی اجرای واقعی و نه صرفاً اعلام اهداف است.

واقعیت این است که در شرایط ناترازی مزمن برق، هر درصد کاهش تلفات، معادل ساخت یک نیروگاه جدید است؛ آن هم بدون نیاز به سوخت، سرمایه‌گذاری سنگین و زمان طولانی ساخت. به همین دلیل، تلفات شبکه را باید نه یک شاخص فرعی، بلکه یکی از اصلی‌ترین میدان‌های نبرد صنعت برق ایران در سال‌های پیش رو دانست.

ارسال نظر